اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨٠ - «باب شصت و سيم» در ذكر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل
غير از او نبود و آنچه بر آن واقع شده باشد از همه اينها صفاتى است محدث كه محدثى او را پديد آورده و ترجمه و بيانى است كه هر كه فهم دارد بآن ميفهمد و بدان كه ابداع و مشيت و اراده معنى هر سه يكى است و نامهاى اينها سه و اول ابداع و اراده و مشيتش حروفى بود كه آنها را اصل از براى هر چيز و دليل بر هر دو يافته شده و فاصل و جداكننده از براى هر مشكلى گردانيد و باين حروف هر چيزى از نام حق و باطل يا فعل يا مفعول يا معنى يا غير معنى شناخته مىشود و همه امور بر آنها مجتمع شده و خدا از براى حروف در ابداعش آنها را هيچ معنى قرار ندارد غير از خود آنها كه بپايان ميرسد و آنها را وجودى نه زيرا كه آنها مبدع و مخترعاند بابداع و نور در اين موضع اول فعل خدائى است كه نور آسمانها و زمين است و حروف مفعول باين فعلاند و آنها حروفى است كه كلام و همه عبارتها بر آنها است از جانب خداى عز و جل كه آنها را بخلق خود تعليم داده و آنها سى و سه حرف است و از جمله آنها بيست و هشت حرف است كه بر لغتهاى عربى دلالت ميكند و از اين بيست و هشت حرف بيست و دو حرف كه بر لغتهاى سريانى و عبرانى دلالت ميكند و از جمله پنج حرف است كه تحرف و ميل دارد در سائر لغتها از عجم از براى اقليمها و حصهاى همه لغتها و آنها پنج حرف است كه از بيست و هشت حرف از لغتها متحرف شده پس همه حروف سى و سه حرف شد و اما آن پنج حرفى كه اختلاف دارد پس بحجتهاى چند است كه ذكر آنها روا نباشد بيشتر از آنچه ما ذكر كرديم بعد از آن حروف را بعد از احصاء و استوار كردن شماره آنها فعلى از خود قرار داد چون قول خداى عز و جل كُنْ فَيَكُونُ (يعنى باش پس ميباشد) و كن از آن جناب صنع است و آنچه مصنوع بآن ميباشد و موجود مىشود پس خلق اول از خداى عز و جل ابداع است كه نه وزن داشت و نه حركت و نه سمع و نه رنگ و نه حس و خلق دويم حروف است كه نه وزن داشت و نه رنگ و آنها مسموعى بود موصوف كه بسوى آنها نظر نميتوانست كرد و خلق سيم آنچه از همه انواع محسوس و ملموس و صاحب ذوق بود كه بسوى آن نظر ميشد و خداى تبارك و تعالى ابداع را پيشى گرفته زيرا كه چيزى پيش از آن جناب عز و جل نيست و هيچ چيز با او نبود و ابداع بر حروف پيشى دارد و حروف بر غير خود آنها دلالت نميكند مأمون گفت