اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧٨ - «باب شصت و سيم» در ذكر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل
و زياد و كم ميكند اما اعمال و حركات پس بدرستى كه آنها ميروند زيرا كه وقتى از براى آنها نيست بيشتر از قدر آنچه بسوى آن احتياج افتد پس هر گاه فراغ و خلاصى از آن چيز حاصل شود حركت برود و اثر آن بماند و جارى مجراى سخنى باشد كه ميرود و اثرش ميماند.
عمران بحضرت گفت كه اى سيد من آيا خبر نميدهى از آفريدگار هر گاه يكى بود كه چيزى غير از او نبود و هيچ چيز با او نبود آيا چنان نيست كه بآفريدنش آفريده را متغير شده باشد امام رضا ٧ فرمود كه آن جناب عز و جل بآفريدن آفريده متغير نشد و ليكن آفريده بتغيرش متغير مىشود عمران گفت پس بچه چيز او را شناختهايم فرمود بغير او عمران گفت كه غيرش چه چيز است امام رضا ٧ فرمود كه مشيت و اسم و صفتش و آنچه باين شباهت داشته باشد و همه اينها محدثى است كه آفريده شده كه تدبير آن مىشود عمران گفت كه اى سيد من پس او چه چيز است فرمود كه تو راست باين معنى كه آن جناب رهنما است آفريدگان خود را از اهل آسمان و اهل زمين و تو را بر من بيشتر از توحيد من نيست كه من او را يگانه بدانم عمران گفت كه اى سيد من آيا چنان نيست كه پيش از آفريدن خاموش بوده باشد كه سخن نگويد بعد از آن گويا شده باشد امام رضا ٧ فرمود كه خاموشى نميباشد مگر از نطق و گفتنى پيش از آن و مثل مانند در آن آنست كه در باب چراغ گفته نميشود كه آن خاموشى است كه گويا نميشود و نيز در باب چراغ گفته نميشود كه روشن مىشود و در آنچه ميخواهد كه با ما بكند زيرا كه روشنى از چراغ فعلى از آن نيست و نه هستى و جز اين نيست كه آنست كه چيزى غير از آن نيست پس در هنگامى كه ما را روشنى بخش شد گفتيم كه از براى ما روشن شد تا آنكه ما بآن روشنى جستيم پس باين امر خود را مىبينى و در كار خود بينا ميگردى عمران گفت كه اى سيد من پس بدرستى كه آنچه در نزد من بود و بآن اعتقاد داشتيم آنست كه كائن اول بآفريدنش آفريده را در كارش از حالش متغير شده امام رضا ٧ فرمود كه اى عمران چيز محالى گفتى در اين گفتارت كه كائن اول در وجهى از وجوه و راهى از راهها متغير مىشود تا آن كه بذات او برسد آنچه او را تغيير دهد اى عمران آيا آتش را مىيابى كه تغيرش بغير خود آن