اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢٨ - باب پنجاه و هشتم در بيان قضاء و قدر و فتنه يعنى آزمايش و روزىها و نرخها و قدرتهاى معين
مفتون شوند و در دلهاى خود بگويند كه ما ايشان را نكشتيم مگر آنكه دين ايشان باطل و دين ما حق است پس اين داعى ايشان باشد بسوى آتش دوزخ با آنچه ايشان بر آنند از كفر و ظلم و على بن ابراهيم بر اين وجوه دهگانه وجه ديگرى را افزوده و گفته كه از وجوه فتنه همان محبت و دوستى است و آن قول خداى عز و جل است كه أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ «يعنى جز اين نيست كه مالهاى شما و فرزندان شما فتنه يعنى محبت است و محبت دوست داشتن است» و در اينجا بمعنى محبوب است يعنى دوست داشته شده و ممكن است كه مراد موضع حب و جاى دوستى باشد و مؤلف ميگويد كه آنچه در نزد من و مذهب منست در اين باب است كه وجوه فتنه ده است و آنكه فتنه در اين موضع نيز محنت با نون كلمن است نه محبت با باء ابجد و تصديق اين قول پيغمبر است كه
الولد مجهلة مجبنه مبخله
يعنى فرزند ندانستنگاه و جاى بيدلى و مكان بخل است چه پدرش را از طلب علم بخود مشغول مينمايد و او را بيدل ميكند بجهت ترس از آنكه كشته شود و فرزندش بعد از او ضايع شود و او را بخيل ميسازد زيرا كه ميخواهد كه مال از براى او جمع كند و چه محنت از اين بالاتر كه چيزى اين كس را از علم و شجاعت و سخاوت باز دارد و بجهل و جبن و بخل مبتلى گرداند و ليكن در تفسير على بن ابراهيم «ره» چنين است كه أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ اى حب و حب بمعنى دوستى باشد و مؤلف بعد از ذكر اين حديث ميگويد كه اين حديث را در كتاب مقتل حسين بن على ٨ بطور مسند اخراج كردهام حديث كرد ما را احمد بن زياد بن جعفر همدانى رضى الله گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از غياث بن ابراهيم از حضرت جعفر بن محمد از پدرش از جدش : كه فرمود رسول خدا ٦ گذشت بنگهدارندگان غله و خوردنى كه آن را براى روز گرانى نگاه ميداشتند پس امر فرمود كه غله و خوردنى ايشان كه براى روز گرانى نگاهداشته بودند بسوى شكمهاى بازارها و در جايى كه ديدها بسوى آن مىنگريست بيرون برده شود پس برسول خدا ٦ عرض شد كه اگر بر ايشان قيمت ميكردى و نرخ آن را معين ميفرمودى بد نبود يا كاش چنين ميكردى