اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤١٧ - باب پنجاه و هشتم در بيان قضاء و قدر و فتنه يعنى آزمايش و روزىها و نرخها و قدرتهاى معين
با هر كه من در مقام جنگم پس با آن حضرت بر اين وضع بيعت كردند.
«مترجم گويد» كه مؤلف گفته كه محمد بن على بن حسين مصنف اين كتاب ميگويد كه اجل و زمان مردن انسان همان وقت مردن او است و اجل زندگيش همان وقت زندگيش و اين است معنى قول خداى عز و جل فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ يعنى پس چون بيايد وقت ايشان كه مدت عمر مقرر بسر آيد از پس نيايند از آن اجل ساعتى و پيشى نگيرند بر آن يعنى اجل بهيچ وجه متقدم و متاخر نشود و اگر انسان بمرگ خود بميرد كه بر فراش و در رختخواب جان از بينيش بيرون آيد يا كشته شود اجل مردنش همان وقت مردن او است و گاه باشد كه روا باشد كه كشته چنان باشد كه اگر كشته نميشد در همان ساعت ميميرد و گاه باشد كه چنان باشد كه اگر كشته نميشد باقى ميماند و علم اين از ما مغيب و پنهان شده و خداى عز و جل فرموده است كه قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ يعنى بگو اى محمد كه اگر ميبوديد اى منافقان در خانهاى خود و بجنگ برنميخواستيد و بيرون نمىآمديد هر آينه بيرون مىآمدند كسانى كه نوشته شده است در لوح محفوظ بر ايشان كشته شدن بسوى خوابگاههاى خويش كه مراد از آن كشتنگاهست و نيز خداى عز و جل فرموده كه قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ يعنى بگو كه هرگز سود ندهد شما را گريختن اگر بگريزيد از مردن يا كشته شدن و اگر جماعتى در يكوقت كشته شوند روا باشد كه گفته شود كه همه ايشان باجلهاى خود مردند و گفته شود كه ايشان اگر كشته نشده بودند همان ساعت ميمردند چنان كه روا بود كه و باء كه مردن عام است در همه ايشان واقع شود و ايشان را در يك ساعت بميراند و چنان بود كه روا نبود كه گفته شود كه ايشان بغير اجلهاى خود مردند و في الجمله اجل انسان همان وقتى است كه خداى عز و جل دانسته كه او در آن وقت ميميرد يا كشته مىشود و قول حضرت اما حسن ٧ در شان پدرش صلوات اللَّه عليه كه بقدر زيست و باجل مرد تصديق است از براى آنچه ما آن را در اين باب گفتيم و خدا بمن خويش توفيق دهنده از براى صواب است.