اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٧٤ - باب پنجاه و يكم در بيان فطرت خداى عز و جل خلائق را بر توحيد
صفار از على بن حسان واسطى از حسن بن يونس از عبد الرحمن بن كثير مولاى حضرت باقر از حضرت صادق ٧ در قول خداى عز و جل فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها فرمود كه توحيد و اقرار باينكه محمد رسول خدا و على پادشاه مؤمنانست پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد از پدرش از عبد اللَّه بن مغيره از ابن مكان از زراره كه گفت بحضرت باقر ٧ عرض كردم كه خدا تو را باصلاح آورد قول خداى عز و جل در كتابش كه ميفرمايد فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها چه معنى دارد فرمود كه ايشان را بر توحيد آفريد در نزد پيمان بر معرفت و شناختن آنكه خدا پروردگار ايشانست عرض كردم كه با خدا مكالمه و گفتگو كردند زراره ميگويد كه حضرت سر خود را بزير افكند و بعد از آن فرمود كه اگر نه اين بود نميدانستند كه كى پروردگار ايشان و كى روزى دهنده ايشانست.
پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از ابراهيم بن هاشم و محمد بن حسين بن ابى الخطاب و يعقوب بن يزيد همه از ابن ابى عمير از ابن اذينه از زراره از حضرت باقر ٧ كه گفت آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عز و جل حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ و از حنيفيت فرمود كه آن آفرينشى است كه خدا مردم را بر آن آفريده لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ يعنى هيچ تبديل و تغييرى نيست از براى خلق خدا يعنى دين كه حق تعالى از براى بندگان خلق فرموده و اين نهى است در صورت نفى يعنى تبديل ندهند دين خود را كه از براى ايشان خلق شده و يا معنى آنست كه سزاوار نيست كه آن را تغيير دهند و هيچ كس نيست كه آن را تغيير دهد و محو و نابود گرداند و ترجمه آيه اول اينست كه در حالتى كه ميل كنده باشيد از همه اديان باطله بدين اسلام از براى خدا نه شرك آورندگان باو و حضرت فرمود كه خدا ايشان را بر معرفت آفريد و زراره ميگويد كه نيز آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عز و جل وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى يعنى و ياد كن چون فرا گرفت پروردگار تو از فرزندان آدم از پشتهاى ايشان يعنى بيرون آورد از صلبهاى ايشان نسل ايشان را و گواه گردانيد ايشان را بر نفسهاى ايشان كه آيا نيستم پروردگار شما گفتند بلى تو