اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٣ - «باب چهل و ششم» در بيان معنى قول خداى عز و جل الرحمن على العرش استوى
و برادرش معاذ بن يعقوب گفتند كه حديث كرد ما را محمد بن سنان حنظلى گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن عاصم گفت كه حديث كرد ما را عبد الرحمن بن قيس از ابو هاشم زمانى از زادان از سلمان فارسى در حديث طويلى كه در آن ورود جاثليق را بمدينه ذكر ميكند با صد نفر از نصارى بعد از وفات رسول خدا ٦ و سؤال كردنش ابو بكر را از چند مسأله كه او را از آنها جواب نداد و بعد از آن بسوى امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ ارشاد و رهنمائى شد و آن حضرت را از آنها سؤال نمود و حضرت او را جواب فرمود و در آنچه حضرت را سؤال كرد اين بود كه بحضرت عرض كرد كه مرا از پروردگار خبر ده كه آن جناب در كجا است و در كجا بود على ٧ فرمود كه پروردگار جل جلاله بمكانى وصف نميشود و آن جناب چنان است كه بود و بود چنان كه هست در هيچ مكانى نبود و از مكانى بمكانى ديگر زائل نشد و هيچ مكانى باو احاطه نكرد بلكه پيوسته بود بىاندازه و چون و چگونگى جاثليق گفت كه راست گفتى پس مرا خبر ده از پروردگار كه آيا در دنيا است يا در آخرت حضرت ٧ فرمود كه پيوسته پروردگار ما پيش از دنيا بوده و آن جناب مدبر دنيا و عالم بآخرت است و اما آنكه دنيا و آخرت باو احاطه كنند پس نه چنانست و ليكن آنچه را كه در دنيا و آخرت است ميداند جاثليق گفت كه راست گفتى خدا تو را رحمت كند بعد از آن گفت كه مرا خبر ده از پروردگار خويش كه آيا چيزها را برميدارد يا برداشته مىشود كه عرش او را برميدارد على ٧ فرمود كه پروردگار ما جل جلاله برميدارد و برداشته نميشود نصرانى گفت كه اين چگونه مىشود و ما در انجيل مييابيم كه وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ يعنى و بر ميدارند عرش پروردگار تو را در بالاى فرشتگان كه بر كنارهاى آسمان ميباشند در آن روز كه روز قيامت است هشت فرشته يا هشت كس على ٧ فرمود بدرستى كه فرشتگان عرش را بر ميدارند و عرش چنان نيست كه تو گمان ميكنى چون هيئات تخت و ليكن آن چيزيست محدود كه باندازه در مىآيد و آفريده است مدبر كه خدا آن را تدبير ميفرمايد و پروردگار عز و جل تو مالك آنست نه آنكه آن جناب بر روى آنست مانند بودن چيزى بر بالاى چيزى و فرشتگان را ببرداشتن آن امر فرموده و ايشان عرش را بر ميدارند بآنچه ايشان را بر آن توانائى داده نصرانى گفت كه راست گفتى خدا تو را رحمت كند و مؤلف ميگويد كه