اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٨٥ - «باب بيست و هشتم» در بيان نفى مكان و زمان و سكون و حركت و فرود آمدن و بالا رفتن و منتقل شدن از خدا
مىيابيم بعد از آن بعمر گفتند كه پروردگارت در كجا است گفت كه در بالاى هفت آسمان گفتند آيا غير از اين ميدانى گفت نه گفتند كه ما را دلالت كن بر كسى كه از تو داناتر است پس عمر ايشان را بسوى على ٧ ارشاد كرد و چون بنزد آن حضرت آمدند و بسويش نظر كردند يكى از آنها برفيق خود گفت كه او همان مرديست كه ما در تورية صفتش را مىشناسيم كه او وصى اين پيغمبر و خليفه او است و شوهر دخترش و پدر دو نبيرهاش و قائم بحق بعد از او پس بعلى ٧ گفتند كه اى مرد خويشيت نسبت برسول خدا چيست فرمود كه آن حضرت برادر منست و منم وارث و وصى او و اول كسى كه باو ايمان آورده و منم شوهر دخترش فاطمه بآن حضرت گفتند كه اينك همان خويشى فاخر و نازنده و منزله نزديكست و اين صفت همان صفتى است كه ما آن را در تورية مىيابيم پس بگو كه پروردگار عز و جل تو در كجا است على ٧ بايشان فرمود كه اگر خواهيد شما را خبر دهم بآنچه در زمان پيغمبر شما موسى ٧ بوده و اگر خواهيد شما را خبر دهم بآنچه در عهد پيغمبر ما محمد ٦ بوده گفتند كه ما را خبر ده بآنچه در عهد پيغمبر ما موسى ٧ بوده على ٧ فرمود كه چهار فرشته رو آوردند و آمدند يك فرشته از مشرق و فرشته از مغرب و فرشته از آسمان و فرشته از زمين پس صاحب مشرق بصاحب مغرب گفت كه از كجا آمده گفت كه از نزد پروردگار خود آمدهام و آنكه از آسمان فرود آمده بود بآن كه از زمين بيرون آمده بود گفت كه از كجا آمده گفت كه از نزد پروردگارم آمدهام و آنكه از زمين بيرون آمده بود بآن كه از آسمان فرود آمده بود گفت كه از كجا آمده گفت كه از نزد پروردگارم آمدهام پس اينك آن چيزيست كه در عهد پيغمبر شما موسى ٧ بوده و اما آنچه در زمان پيغمبر ما محمد ٦ بود همان قول خدا است در كتاب محكمش كه ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا تا آخر آيه كه ترجمه آن گذشت يهوديها گفتند كه پس چه چيز دو صاحبت را منع كرد كه چنان باشند كه تو را قرار دهند در جايت كه تو اهل و سزاوار آنى پس قسم بآن كسى كه تورية را بر موسى فرو فرستاده كه توئى خليفه از روى راستى و درستى و ما صفت تو را در كتابهاى خود