اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧٩ - «باب بيست و هشتم» در بيان نفى مكان و زمان و سكون و حركت و فرود آمدن و بالا رفتن و منتقل شدن از خدا
كه على ٧ جدال و علمش از همه مردمان بيشتر است بيائيد تا با هم بنزد او رويم شايد كه من او را از مسأله سؤال كنم و او را در آن بخطاء منسوب سازم بعد از آن رأس الجالوت بخدمت آن حضرت آمد و عرض كرد كه يا امير المؤمنين ميخواهم كه تو را از مسأله سؤال كنم فرمود كه از هر چه خواهى بپرس عرض كرد كه يا امير المؤمنين پروردگار ما در چه زمان بود فرمود كه اى يهودى جز اين نيست كه اين سخن يعنى در چه زمان بود گفته مىشود در باب كسى كه نبوده و بعد از آن بوده آن جناب بوده بىبودنى كه حادث باشد و مىباشد بىچگونگى كه تحقق يابد اى يهودى چگونه او را پيشى باشد با آنكه آن جناب پيش از پيش است بىآنكه آخرى داشته باشد از طرف ازل و بىپايان آخر و بىآخرى كه بآخر رسد از طرف ابد همه آخرها از او بريده شده و او است آخر هر آخرى رأس الجالوت گفت كه شهادت ميدهم باينكه دين تو حق است و آنچه با آن مخالفت داشته باشد باطل است.
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن هرون صوفى گفت كه حديث كرد ما را عبيد اللَّه بن موسى ابو تراب رؤيانى از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى از ابراهيم بن ابى محمود كه گفت بحضرت امام رضا ٧ عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه چه ميفرمائى در باب حديثى كه مردم آن را از رسول خدا ٦ روايت ميكنند كه آن حضرت فرموده كه خداى تبارك و تعالى در هر شب بسوى آسمان دنيا فرود مىآيد حضرت ٧ فرمود كه خدا لعنت كند آنها را كه سخن را از موضعهاى آن تحريف ميكنند و از جاى خود تغيير ميدهند بخدا سوگند كه رسول خدا ٦ همچنين نفرمود جز اين نيست كه آن حضرت ٦ فرمود كه خداى تبارك و تعالى در هر شب در ثلث آخر و در شب جمعه در اول شب فرشته را بسوى آسمان دنيا فرو مىفرستد و او را ميفرمايد كه نداء ميكند كه آيا هيچ سائلى هست كه باو عطاء كنم آيا هيچ توبهكننده هست كه توبه او را قبول كنم آيا هيچ آمرزش خواهنده هست كه او را بيامرزم اى جوينده خوبى رو بياور اى جوينده بدى باز ايست و كوتاه كن پس پيوسته باين طريق نداء مى كند تا صبح طالع شود و چون صبح طالع شد بجاى خود از ملكوت آسمان