اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٩ - «باب پانزدهم» در معنى قول خداى تبارك و تعالى الله نور السماوات و الأرض
ميگويد: و ما مثله في الناس سيد معشر. اذا قايسوه عند وقت التحاصل فايده رب العباد بنوره و اظهر دنيا حقه غير زائل يعنى و در ميانه مردمان بهتر هيچ گروهى مانند او نيست چون او را بديگران قياس كنند در نزد وقت آشكار شدن و آماده گشتن پس قوت داد او را پروردگار بندگان بنور خويش و آشكار فرمود دينى را كه حق آن نه زائل است يعنى كيشى كه راستى و درستى آن نيست و تلف نخواهد شد و در اين قصيده ميگويد كه.
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه. ربيع اليتامى عصمة للارامل بطيف به الهلاك من آل هاشم فهم عنده في نعمة و فواصل و ميزان صدق لا يخيس شعيره و ميزان عدل و زنة غير عائل يعنى و نيز دانستند كه پسر ما سفيد و سفيد روئيست كه بآبروى او از ابر آب خواسته مىشود و او است بهار يتيمان و كسى است كه بيچارگان از مردان و زنان را نگاهدارى مينمايد و از چيز ناپسند باز ميدارد و ممكن است كه مراد اين باشد كه حضرت پناه بيوه زنانست طواف ميكنند باو و بگردش در مىآيند هلاكشوندگان از آل هاشم كه جان بقربانش ميكنند پس ايشان در نزد او در نعمت و افزونيهايند و ترازوى راستى است كه بقدر دانه جوى عذر و بيوفائى نميكند و ميزان عدالتى كه سنجيدنش ميل ندارد و اكثر علماى عامه و خاصه بجاى ربيع ثمال بر وزن كتاب روايت كردهاند يعنى فريادرس.
حديث كرد ما را على بن عبد اللَّه وراق گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسين بن ابى الخطاب از محمد بن اسلم جبلى از خطاب بن عمر و مصعب بن عبد اللَّه كوفيان از جابر بن يزيد از حضرت باقر ٧ كه در قول خداى عز و جل اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فرمود پس مشكاة سينه پيغمبر است ٦ كه در آن مصباح است و مصباح همان علم است در زجاجه و زجاجه امير المؤمنين است و علم پيغمبر خدا در نزد او است.