اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٨ - «باب پانزدهم» در معنى قول خداى تبارك و تعالى الله نور السماوات و الأرض
گردانيده در زمين خود و حجتهاى خود بر خلق خود كه زمين در هر عصر و زمانى از يكى از ايشان خالى نباشد و بر صحت اين مطالب دلالت ميكند قول ابو طالب در شأن رسول خدا ٦ انت الامين محمد قرم اعز مسود لمسودين اطائب كرموا و طاب المولد انت السعيد من السعود. تكنفتك الا سعد من لدن آدم لم يزل فينا وصى مرشد. فلقد عرفتك صادق. بالقول لا تتفند. ما زلت تنطق بالصواب و انت طفل امرد. يعنى توئى استوار و كسى كه بر او اعتماد باشد اى محمد يا توئى محمد و ستوده و مهتر بزرگوار يا عزيز و عزيز ترى كه مهتر گردانيده شده يعنى خدا تو را بر همه كس مهتر ساخته از براى مهتر گردانيدهشدگان خوبترانى كه با مروت و بزرگوار و گرانمايه و بخشنده بودند و مولد ايشان خوش بوده كه حلال زاده بودهاند توئى نيك بخت خجسته از سعدها كه گرد تو را گرفتهاند و خجستهتر و از نزد آدم پيوسته در ميان ما وصى راه راست نماينده بوده كه مردم را ارشاد مينموده و آن وصى مرشد برطرف نشده پس هر آينه بحقيقت كه شناختهام تو را راست گوئى كه در گفتار بدروغ نسبت نميشوى و كسى تو را بعجز و كمى عقل و مثل اينها نسبت نميتواند داد و ملامت نميتواند نمود و پيوسته گويا بوده بصواب يعنى بحق و راستى و تو بچه بودى كه ريش بر نياورده بودى و مؤلف بعد از ذكر اين اشعار گفته كه ميگويد كه پيوسته بعلم تكلم ميكردى و سخن ميگفتى پيش از آنكه بسوى تو وحى شود و تو طفل بودى چنان كه ابراهيم ٧ بقوم خود فرمود و آن حضرت كوچك بود كه إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ يعنى بدرستى كه من بيزارم از آنچه شما شرك مىآوريد و شريك خدا مىسازيد و چنان كه عيسى ٧ در گهواره سخن گفت و گفت كه إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ تا آخر آيه كه ترجمهاش اينست كه بدرستى كه من بنده خدايم داده است مرا كتاب يعنى حكم فرموده كه انجيل بمن دهد و بعضى گفتهاند كه در شكم مادر تورات را بمن تعليم داده و گردانيد مرا پيغمبر و ساخت مرا با بركت و نفع در هر جا كه باشم و بهر موضع كه توجه نمايم و وصيت كرد مرا يعنى امر فرمود بنماز و زكاة مادام كه زنده باشم و ابو طالب را در قصيده لاميهاش كه روى و حروف آخر آن لام است مثل اين در شان رسول خدا ٦ مذكور است در وقتى كه