اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٤٨ - «باب دوازدهم» در تفسير قول خداى عز و جل كل شيء هالك إلا وجهه
خاكيانش و زبان گوياى او درگاه او كه بر او دلالت ميكند و مائيم كاركنان بامر او و خوانندگان بسوى راه او بما خدا شناخته شد و بما خدا پرستيده شد و مائيم رهنمايان بر خدا و اگر ما نبوديم خدا پرستيده نميشد.
حديث كرد ما را احمد بن حسن قطان گفت كه حديث كرد ما را ابو سعيد حسن بن على بن حسين سكرى كه گفت حديث كرد ما را حكم بن اسلم گفت كه حديث كرد ما را ابن عليه از جريرى از ابى ورد بن ثمامه از على ٧ كه ميفرمود كه پيغمبر ٦ از مردى شنيد كه بمردى ميگفت كه خدا زشت گرداند روى تو و روى كسى را كه بتو شباهت دارد حضرت ٧ فرمود كه چنين مكن و اين سخن را مگوى كه خدا آدم را بر صورت او و آدم بيكديگر ميماند.
مترجم گويد كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه فرقه مشبهه از اين حديث اولش را ترك كردهاند و گفتهاند كه
ان اللَّه خلق آدم على صورته
يعنى بدرستى كه خدا آدم را بر صورت خود آفريد و در معنى آن گمراه شدهاند و ديگران را گمراه كردهاند.
حديث كرد ما را احمد بن زياد بن جعفر همدانى رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از على بن معبد از حسين بن خالد كه گفت بحضرت على بن موسى الرضا : عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه مردم روايت ميكنند كه رسول خدا ٦ فرمود كه خدا آدم را بر صورت خود آفريد فرمود كه خدا ايشان را بكشد اول حديث را حذف كردهاند و آن را انداختهاند بدرستى كه رسول خدا ٦ بدو مرد گذشت كه يك ديگر را دشنام ميدادند و از يكى از ايشان شنيد كه برفيقش ميگفت كه كه خدا زشت كند روى تو و روى كسى را كه بتو شباهت دارد حضرت ٦ فرمود كه اى بنده خدا اين را ببرادرت مگو زيرا كه خداى عز و جل آدم را بر صورت او آفريده.