اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٤٦ - «باب دوازدهم» در تفسير قول خداى عز و جل كل شيء هالك إلا وجهه
اين مؤيد اول است و آن اين است كه و هر كه ما را نشناسد يقين در پيش روى او است.
مترجم گويد كه مراد از يقين مرگست و مراد اينست كه بعد از مرگ ما را خواهد شناخت و آنچه بايد و شايد بعين اليقين خواهد ديد در وقتى كه آن شناخت بكارش نيايد و مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه معنى قول آن حضرت كه مائيم مثانى يعنى مائيم كسانى كه پيغمبر ٦ ما را بقرآن پيوسته و بچنگ زدن بقرآن و بما وصيت فرموده و امتش را باين خبر داده كه ما از هم جدا نميشويم تا بر سر حوضش كه حوض كوثر است بر او وارد شويم و من ميگويم كه اظهر اينست كه مراد آن حضرت تفسير اين آيه است كه وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ يعنى و هر آينه بحقيقت كه داديم تو را هفت از دوتا دوتاها كه مكرر شدهاند و قرآن بزرگ و بزرگوار را و اكثر مفسرين اين هفت را بهفت آيه تفسير كردهاند و گفتهاند كه مراد از آن سوره حمد است چه آن هفت آيه است و لهذا اين سوره را سبع المثانى نيز ميگويند و در وجه دوئيت آن گفتهاند كه از آن راهست كه در نماز لا اقل دو مرتبه خوانده مىشود و خروج نماز وتر بر فرضى كه از شفع جدا باشد ضررى ندارد يا بجهت آنست كه اكثر الفاظ آن مكرر واقع شده يا بجهت تكرار نزول آنست كه يك بار در مكه نازل شد و يك بار در مدينه و بنا بر آنچه آن حضرت فرموده ميتواند كه وجه هفت بودن ايشان اين باشد كه نامهاى ايشان هفت است على و فاطمه و حسن و حسين و محمد و جعفر و موسى سلام اللَّه عليهم و تتمه مكرر است و وجه تكرار و دوئيت از اينجا معلوم مىشود و احتمال دارد كه مثانى از ثناء باشد زيرا كه ايشان ثناى خدا را بجا آورند چنان كه حق ثناى او است بحسب طاقت بشرى و احتمال دوئيت ايشان باعتبار انضمام ايشان بالقرآن چنان كه مؤلف ذكر كرده نيز جواز دارد.
پدرم رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى از على بن سيف از برادرش حسين بن سيف از پدرش سيف بن عميره نخعى از خيثمه كه گفت حضرت صادق ٧ را سؤال كردم از قول خداى عز و جل كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ فرمود يعنى دين او و رسول خدا ٦ و امير المؤمنين ٧ دين خدا و وجه او بودند و چشم او در