زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٥٥ - (نصوص وارده بر غيبت حضرت صاحب
و دلم چيزى را قبول نكرد، زيرا از فرمايش امام ٧ دلم خوشحال و چشمم روشن گرديد ٢٤- محمد بن خالد برقى از مفضل بن عمر روايت كرده كه حضرت صادق ٧ فرمود: نزديكترين اعمال و پسنديدهترين افعال نزد خداوند در هنگام غيبت ولى عصر انتظار فرج است، و اين براى افراديست كه در غيبت ولى عصر گرفتار ترديد نشوند و بدانند كه با غيبت حجت خدا عهد و ميثاق پروردگار باطل نشده و حجت از بين نرفته است.
و اما سختترين غضب خداوند بر افرادى قرار خواهد گرفت كه حجت خدا را نيابند و در مورد او گرفتار شك و ترديد گردند، خداوند چون ميدانست دوستان او در هنگام غيبت حجتش گرفتار ترديد نخواهند شد او را از انظار پنهان كرد، و در غير اين صورت ولي عصر را از انظار غايب نميساخت، و كسانى كه منكر غيبت حجت خداوند باشند از شرار مردم محسوب ميشوند.
٢٥- عبد الرحمن بن ابى نجران از سدير صيرفى روايت ميكند كه از حضرت صادق ٧ شنيدم ميفرمود: در قائم خصلتى از يوسف هست، عرض كردم: مقصود شما غيبت و سرگردانى اوست؟ فرمود: چرا اين ملت اشباه خنازير منكر اين مطلب ميشوند در صورتى كه برادران يوسف از فرزندان انبياء و اسباط بودند، آنان برادر خود را فروختند و پس از اين او را نشناختند تا اين كه يوسف خودش گفت: من يوسف هستم و اين هم برادر من است.
اكنون چرا اين امت منكر غيبت حجت خدا ميشوند؟ يوسف در مصر سلطنت ميكرد و بين او با پدرش فقط هژده روز فاصله بود، و اگر خداوند اراده ميكرد جاى او را به پدرش نشان ميداد به خداوند سوگند هنگامى كه به يعقوب مژده دادند كه يوسف در مصر است او در نه روز خودش را به مصر رسانيد.
پس اينك چرا اين ملت نميخواهد قبول كند كه خداوند با حجت خود مانند يوسف معامله كند، آرى حجت خداوند هم مانند يوسف در كوچهها و بازارها راه ميرود و ليكن مردم او را نميشناسند تا آنگاه كه وقتش برسد و او هم مانند يوسف خود را