زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٠٧ - (روايات شيعه در عدد ائمه اثنا عشر
١- جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: بر حضرت فاطمه عليها السّلام وارد شدم و در مقابل او لوحى ديدم كه اسامى اوصياء از فرزندان او را در آن نوشته بودند، من آن اسمها را شمردم دوازده نفر بودند كه آخر آنها قائم بوده، در ميان اسمها سه نفر محمّد و چهار نفر علي وجود داشت ٢- ابو حمزه ثمالى از حضرت باقر ٧ روايت ميكند كه آن جناب فرمود:
خداوند محمد را به طرف جن و انس مبعوث فرمود، و پس از وى دوازده نفر وصى قرار داد كه بعضى از آنها گذشتهاند و بعضى هم باقى ماندهاند، و هر وصيى بايد بر روش خودش انجام وظيفه كند، اوصياء محمد مانند اوصياء عيسى ميباشند كه دوازده نفر بودند، و ليكن امير المؤمنين ٧ بروش حضرت مسيح بودند.
٣- ابو سعيد خدرى گويد، هنگامى كه ابو بكر مرد و عمر را براى خود جانشين قرار داد من حاضر بودم، در اين هنگام مردى از بزرگان يهود نزد عمر آمد كه يهوديان مدينه او را اعلم علماى زمان خود ميدانستند، مرد يهودى روى خود را به عمر كرد و گفت: من آمدهام تا از اسلام سؤالاتى بكنم اينك تو اعلم اصحاب محمد هستى جواب مسائل مرا بده.
عمر گفت: من اعلم اصحاب نيستم و ليكن تو را راهنمائى خواهم كرد به شخصى كه اعلم امت ما هست و از كتاب و سنت اطلاع كامل دارد (در اين هنگام عمر با دست خود اشاره به امير المؤمنين ٧ كرد) و حديث مفصل است تا آنجا كه گويد:
امير المؤمنين ٧ روى خود را بطرف مرد يهودى كردند و فرمودند: اينك مسائل خود را مطرح كنيد يهودى گفت: مرا از سه چيز و سه چيز و يك چيز اطلاع دهيد، امير المؤمنين فرمود: چرا نگفتى از هفت چيز؟ يهودى عرض كرد: اگر از سه مسأله اول جواب گفتى بقيه را مطرح خواهم كرد و الا صرف نظر خواهم نمود، يهودى گفت: اول سنگى كه در زمين نصب شد كجا بود، و اول درخت در كدام سرزمين غرس شد، و اولين چشمه عالم از كدام محل جوشيد؟.
امير المؤمنين ٧ به اين سؤالات پاسخ گفتند، يهودى گفت: به من اطلاع