زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٣٤ - (٢)(دلائل امامت امير المؤمنين
و مقدم داشتن او را بر ساير اصحاب، حضرت رسول ٦ هر گاه اراده ميكرد امير المؤمنين را به جايى بفرستد و يا لشكرى به جايى روانه كند وى را امير و فرمانده قرار ميداد، و تا پايان عمر، امير المؤمنين ٧ را تحت ولايت كسى قرار نداد.
حضرت امير المؤمنين ٧ در طول مدتى كه در خدمت حضرت رسول ٦ بودند و با قرابتى كه با وى داشتند همواره افعال و اقوالش مورد رضايت آن جناب بود و هرگز بر وى خشمگين نشد و او هم در هيچ كارى كه از طرف پيغمبر بوى محول مىشد كوتاهى نميكرد.
در صورتى كه بقيه اصحاب اين چنين نبودند و آنان همواره توبيخ مىشدند و از اين گونه مطالب اخبار و روايات زياد است كه حاكى از مقام بلند و كمال عصمت و فضيلت حضرت امير المؤمنين است و اينك چند حديث ذيلا ذكر مىشود ١- در جنگ احد مردم فرار كردند و علي ٧ تنها با مشركين جهاد ميكرد تا آنگاه كه همه آنان فرار نمودند، جبرئيل به حضرت رسول ٦ عرض كرد:
اين است فداكارى و مواساة پيغمبر فرمود: على از من است و من هم از وى، جبرئيل گفت: و من هم از شما هستم، و حضرت رسول در اين روايت او را مانند خود خوانده همان طور كه در آيه مباهله خداوند امير المؤمنين ٧ را بمنزله نفس پيغمبر معرفى كرده است.
٢- حضرت خاتم النبيين ٦ به بريده فرمودند، بغض على را در دل نگير زيرا كه وى از من است و من هم از وى، مردم از ريشههاى مختلفى آفريده شدهاند ليكن من و على از يك اصل و ريشه هستيم.
٣- پيغمبر در زندگانى خود مكرر ميفرمود: على با حق است و حق هم با وى ميباشد، وى بهر سو كه ميل كند حق هم دنبال او ميرود و از وى جدا نميگردد.
٤- در حديث مشهور «طير مشوى» آمده است كه پيغمبر ٦ فرمود: خداوندا بهترين دوستانت را نزد من حاضر كن تا با من در خوردن اين غذا شركت كند، در اين هنگام كه پيغمبر منتظر شخص موصوف بود ناگهان امير المؤمنين وارد شدند