زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٥١ - ٤٠ - غزوه موته
جعفر بن ابى طالب و عبد اللَّه بن رواحه و زيد بن حارثه را بمردم اطلاع دادند پيش از اينكه اخبار آنها بمدينه برسد.
فضيل بن يسار از حضرت صادق ٧ روايت كرده كه آن جناب فرمود: در جنگ موته به جعفر بن ابى طالب پنجاه زخم رسيد كه بيست و پنج جراحت در صورت او مشاهده ميشد، عبد اللَّه بن جعفر گويد: من ياد دارم هنگامى كه حضرت رسول ٦ به منزل ما تشريف آورد و خبر مرگ پدرم را به مادرم داد.
در اين هنگام پيغمبر بسيار ناراحت بنظر ميرسيد و از ديدگان مباركش اشك جارى بود، و دست خود را بر سر من و برادرم ميكشيد و ما را مورد نوازش قرار ميداد، و من ديدم كه اشكهايش بر محاسن شريفش جارى ميشد، پس از اين فرمود:
پروردگارا! جعفر اكنون با بهترين پاداش در جوار شما آمده خداوندا در ذريه و نژاد او بهترين فرزندان را قرار بده تا نام نيك او را هم چنان نگهدارند.
بعد از اين به مادرم فرمود: يا اسماء! اكنون شما را مژدهاى بدهم عرض كرد: بفرمائيد پدر و مادرم فدايت گردد، فرمود، خداوند دو عدد بال به جعفر عطا فرموده كه در بهشت با فرشتگان پرواز ميكند، پس از اينكه مردم از شهادت جعفر مطلع شدند، پيغمبر مرا به مسجد بردند و در نزد مهاجر و انصار از من دلجوئى كردند، پيغمبر به منبر تشريف بردند و مرا هم در پله اول قرار دادند و حضرت رسول در اين روز بسيار محزون و دلگير بودند.
حضرت خاتم النبيين ٦ فرمود: من از شهادت برادر و پسر عمويم بسيار اندوهگين هستم، و ليكن پس از شهادت او خداوند دو بال به وى مرحمت فرمود كه در بهشت پرواز ميكند، پس از اين از منبر فرود آمد و به منزل تشريف برد و مرا هم به اتفاق برادرم به منزل بردند و براى ما غذا تهيه كردند و مدت سه روز در خدمت او بوديم بعد از اين به منزل خود برگشتيم.
روزى پيغمبر به منزل ما تشريف آوردند در حالى كه من گوسفند برادرم را ميفروختم و با مشترى گرم گفتگو بودم، حضرت فرمود: خداوندا! در دست او بركت