زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٩٧ - (حوادث ليلة المبيت و حيله مشركين) و هجرت پيغمبر به مدينه
اطراف ناقه او را ميگرفتند و ميگفتند: يا رسول اللَّه! در منزل ما فرود آييد حضرت مىفرمود جلوى مركب مرا نگيريد و او را آزاد بگذاريد زيرا وى مأمور است به جاى معينى برود و در آنجا بر زمين نشيند.
حضرت رسول ٦ صبح روز جمعه از قبا حركت كردند و ظهر همان روز به بنى سالم رسيدند افراد بني سالم جلوى آن جناب را گرفتند و گفتند: يا رسول اللَّه! اكنون در اين جا فرود آييد زيرا اهل اين محل از مجاهدين و فداكاران هستند و شما را از گزند بدخواهان و دشمنان حفظ خواهند كرد، ناقه حضرت رسول ٦ نزديك مسجد اين قبيله كه قبل از تشريف فرمائى او درست كرده بودند بزمين نشست پيغمبر در مسجد فرود آمد و نماز ظهر را اداء كرد و براى آنان خطبه خواند، و اين اولين مسجدى بود كه آن حضرت در آن جا خطبه جمعه خواندند، و اين نماز بطرف بيت المقدس خوانده شد و صد نفر با آن جناب نماز گزاردند.
بعد از خواندن نماز حضرت خاتم النبيين ٦ سوار ناقه شدند و مهار او را نيز بگردنش انداختند، ناقه به محله عبد اللَّه بن ابيّ رسيد و حضرت رسول در اين محل توقف كردند و ميتوانستند بر عبد اللَّه بن ابى نازل شوند، پس از اينكه گرد و غبار بلند شد و عبد اللَّه آستين خود را جلوى دماغ و دهان گرفته بود، گفت: اى مرد از اين محل برويد و در منازل كسانى كه شما را گول زدند و به اينجا آوردند نازل شويد و محله ما را بهم نزنيد.
خداوند در اثر حرف عبد اللَّه بن ابىّ موريانه را بر منازل بنى حبلي كه جد اين عبد اللَّه بود مسلط كرد و تمام خانههاى آنان از بين رفت تا آن جايى كه افراد اين قبيله در منازل ديگران اقامت كردند، در اين هنگام سعد بن عباده از جاى خود برخاست و گفت:
يا رسول اللَّه! از گفتههاى اين مرد نگران نباشيد، زيرا ما در نظر داشتيم وى را به عنوان «ملك» براى خود انتخاب كنيم.
اكنون وى مىبيند با آمدن شما اين موضوع منتفى شده لذا از ورود شما ناراحت بنظر ميرسد، اينك در خانه من فرود آييد، زيرا در ميان اوس و خزرج كسى