زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٩٦ - (حوادث ليلة المبيت و حيله مشركين) و هجرت پيغمبر به مدينه
دارند، اينك لازم است بمدينه داخل شويد.
حضرت فرمود: من از جاى خود تكان نخواهم خورد تا برادرم علي بن ابى طالب برسد پيغمبر براى علي ٧ سفارش كرده بود كه خانواده او را از مكه بطرف مدينه حمل كند، و خودش هم حركت نمايد، ابو بكر گفت: من خيال نمىكنم علي ابن ابى طالب بيايد، فرمود: علي هر چه زودتر خواهد آمد، پس از پانزده روز كه از توقف پيغمبر گذشت علي ٧ به اتفاق اهل بيت پيغمبر رسيدند موقعى كه امير المؤمنين به حضرت رسول رسيدند، سعد بن ربيع و عبد اللَّه بن رواحه بتهاى خزرجيان را از بين ميبردند و آنها را ميشكستند.
هر كدام از بزرگان و رؤساى قبائل در منزل خود بت مخصوصى داشتند، و اين بتها را معطر ميكردند و بآنها تبرك ميجستند خاندانهاى مختلف نيز بتهائى داشتند كه متعلق بخانواده بود و بطور دسته جمعى در عبادت آنها شركت ميكردند اين بتها را با پارچهها زينت مينمودند و براى آنها گوسفند قربانى ميكردند.
موقعى كه نقباى دوازدهگانه كه حضرت رسول ٦ قبلا در مكه آنها را انتخاب كرده بودند وارد مدينه شدند بتها را از منازل خود و كسانى كه از آنان اطاعت كرده بودند خارج ساختند، و هنگامى كه هفتاد نفر از مسلمين به مدينه رسيدند اسلام در اين شهر شهرت پيدا كرد و مسلمين قوت گرفتند، و لذا بتهاى مشركين را از بين مىبردند.
راوى گويد: پيغمبر بعد از ورود علي ٧ دو روز ديگر نيز در قبا توقف كردند پس از آن براى عزيمت به مدينه سوار مركب شد، در اين هنگام بنى عمرو بن عوف پيرامون آن جناب اجتماع كردند و عرض كردند: يا رسول اللَّه! در نزد ما توقف كنيد زيرا ما اهل جنگ و جهاد و عهد و پيمان هستيم و شما را از دشمنان و مخالفين نگهدارى خواهيم كرد پيغمبر فرمود: اين مركب مأموريت دارد مرا به محل معينى ببرد.
خبر حركت حضرت خاتم النبيين ٦ باوس و خزرج رسيد آنان مسلح شدند و به استقبال آن جناب شتافتند پيغمبر به هر خاندانى از انصار كه عبور مىكردند