زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٩٣ - (حوادث ليلة المبيت و حيله مشركين) و هجرت پيغمبر به مدينه
در اين هنگام خبر خروج حضرت خاتم النبيين ٦ از مكه به انصار در مدينه رسيده بود، و آنان هر آن در انتظار مقدم مبارك آن جناب بودند، مردم از زن و مرد هنگام صبح از منزل بيرون ميشدند و چشم براه مكه داشتند، و چون آفتاب گرم ميشد به خانههاى خود مراجعت ميكردند.
زهرى گويد: بين بيعت انصار در عقبه تا مهاجرت حضرت رسول ٦ بمدينه سه ماه بود انصار در ذى الحجه با پيغمبر بيعت كردند و هجرت آن حضرت نيز در ربيع الأول واقع شد و آن جناب روز دوازدهم اين ماه بمدينه وارد گرديدند.
انصار در انتظار پيغمبر بودند و همواره از منازل خود بيرون ميشدند و براه نگاه ميكردند هنگامى كه مأيوس ميشدند بار ديگر به خانهاى خود برميگشتند، موقعى كه حضرت رسول به ذو الحليفه رسيدند راه منزل بنى عمرو بن عوف را پرسيدند اشخاصى كه در آن جا بودند آن جناب را رهنمائى كردند.
يكى از يهوديان كه بالاى ديوارى ايستاده بود از دور شبحى بنظرش رسيد، و فرياد برآورد: اى جماعت مسلمان! اكنون صاحب شما بطرف مدينه مىآيد، فرياد اين مرد در مدينه پيچيد، مردم از زن و مرد و كودك از منازل بيرون شدند و براى آمدن حضرت رسول خوشوقت گرديدند.
حضرت رسول ٦ در قبا توقف كردند و بمسجد تشريف بردند و در آنجا نشستند بنو عمر بن عوف پيرامون او اجتماع كردند، و از حضور آن بزرگوار اظهار فرح و انبساط و شادمانى مينمودند پيغمبر در قبا به منزل كلثوم بن هدم كه يكى از مشايخ بنى عمرو و مرد صالحى بود نازل شدند.
در اين هنگام خانوادههاى مختلف اوس نزد پيغمبر رفت و آمد كردند و ليكن از قبيله خزرج بعلت اينكه بين آنها با اوس اختلاف بود كسى نزد حضرت رسول نيامد پيغمبر هر چه نگاه ميكرد از خزرجيان كسى را نميديد، و قبل از آن جناب نيز عدهاى از مهاجرين در اين محل فرود آمده بودند، روايت شده موقعى كه حضرت خاتم النبيين ٦ بمدينه وارد شدند زنان و كودكان اين بيت را ميخواندند: