زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٧٥ - (معراج حضرت رسول و دخول او به شعب ابو طالب)
|
و امسى ابن عبد اللَّه فينا مصدّقا |
على سخط من قومنا غير معتب |
|
|
فلا تحسبونا مسلمين محمدا |
لذى عزة منا و لا متعزب |
|
|
ستمنعه منا يد هاشميّة |
مركبها في الناس خير مركب |
|
پس از اين جريان عدهاى از رجال قريش كه از زنان بنى هاشم بودند و از جمله آنها مطعم بن عدى كه از بزرگان و ثروتمندان محسوب ميشد، و هم چنين ابو البخترى بن هشام و زهير بن اميه مخزومى گفتند: ما از اين صحيفه و مندرجات او اظهار برائت ميكنيم، ابو جهل گفت: اين مطلب ريشه دار است و دنبال يك توطئه اى است كه شب در باره آن تصميم گرفته شده. در اين هنگام حضرت رسول ٦ از شعب بيرون شدند و بقيه نيز همراه او آمدند و با مردم رفت و آمد كردند، پس از مختصرى ابو طالب و خديجه از دنيا رفتند و پيغمبر از اين دو مصيبت بزرگ فوق العاده ناراحت شدند.
هنگامى كه پيغمبر بر ابو طالب وارد شد و او در حال نزع بود فرمود: يا عم مرا در كودكى تربيت كردى و در بزرگى يارى نمودى، و هنگامى كه يتيم بودم كفالت مرا بعهده گرفتى، خداوند جزاى خير بشما بدهد، اكنون كلمهاى را بگو تا در نزد خداوند شما را شفاعت كنم، ابو طالب گفت: اگر نه اين بود كه مرا سرزنش كنند هر آينه چشم شما را روشن ميكردم، وى پس از ذكر اين كلمه درگذشت.
روايت شده كه ابو طالب در هنگام مرگ پيغمبر را از خود راضى ساخت، ابن عباس گويد: هنگامى كه ابو طالب سنگين شد، ديدند وى لبهاى خود را حركت ميدهد، عباس گوش خود را نزديك دهان او برد و گفت: يا رسول اللَّه! به خداوند قسم كلمهاى را كه شما از وى پرسيدى ميگويد، و نيز ابن عباس گفته: پيغمبر در هنگام تشييع جنازه ابو طالب گفت: يا عم تو صله رحم را به نيكى بجا آوردى و پاداش نيكى دادى.
محمد بن اسحاق نقل كرده كه خديجه و ابو طالب در يك سال مردند، و در اثر