زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٦٩ - (آزار و اذيت مشركين به حضرت رسول
جابر گويد: حضرت رسول ٦ به عمار و خانوادهاش گذشتند در حالى كه مشركين آنان را اذيت ميكردند، و اين عذاب از جهت اين بود كه آنان به خداوند ايمان آورده بودند، پيغمبر فرمود: اى آل عمار صبر كنيد شما را در مقابل اين عذاب به بهشت پروردگار مژده ميدهم، مجاهد گويد: اول كسى كه در اسلام شهيد شد «سميه» مادر عمار بود، ابو جهل با يك تيرى كه به قلب وى زد او را از پا در آورد على بن ابراهيم گفته: روزى ابو جهل متعرض پيغمبر شد و با سخنان خود او را اذيت كرد، در اين هنگام بنى هاشم اجتماع كردند، و حمزة بن عبد المطلب كه به شكار رفته بود از راه رسيد، و متوجه اجتماع مردم شد، و گفت: اين جريان از چه قرار است؟ زنى از پشت بام گفت: يا ابا يعلى! عمرو بن هشام متعرض محمد شده است و او را اذيت كرده.
در اين موقع حمزه با حالت خشم و غضب بطرف ابو جهل رفت، و كمان او را گرفت و به سرش كوبيد، پس از اين وى را برداشت و بر زمين افكند، مردم پيرامون او جمع شدند، و نزديك بود جنگ و فسادى درگيرد، گفتند: يا ابا يعلى تو هم بدين برادرزادهات گرويدى؟! گفت: آرى أشهد أن لا اله الّا اللَّه و أشهد أنّ محمدا رسول اللَّه حمزة بن عبد المطلب اين مطلب را از روى حميت و تعصب و خشم و غضبش گفت.
بعد از اين جريان حمزه به منزل خود مراجعت كرد، و از عمل خود پشيمان شد روز بعد خدمت حضرت رسول ٦ رسيد و گفت: برادرزاده آيا اين مطالبى را كه اظهار ميكنى درست است؟ پيغمبر سوره از قرآن را براى عمويش حمزه قرائت كرد و او اسلام را اختيار كرد و بدين مقدس ثابت و پابرجا ماند، حضرت خاتم النبيين از اسلام حمزه بسيار خوشوقت شد و ابو طالب هم از مسلمان شدن حمزه خوشنود گرديد و گفت:
|
فصبرا أبا يعلى على دين أحمد |
و كن مظهرا للدّين وفّقت صابرا |
|
|
و خط من أتى بالدين من عند ربه |
بصدق و حق لا تكن حمز كافرا |
|