زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٦٠ - (اعتراف قريش به اعجاز قرآن)
در اين هنگام قريش گفتند: يا ابا حكم! عبد شمس هم از دين آباء و اجدادى خود دست كشيد، و به مذهب جديد گرائيد آيا نمىبينيد كه وى بطرف ما بازنگشت او قول محمد را قبول كرده و بمنزل خود رفته است، مشركين قريش از اين موضوع بسيار ناراحت گرديدند و غم و اندوهى آنها را فرا گرفت.
ابو جهل هنگام صبح نزد وليد رفت و گفت: يا عم! تو ما را رسوا كردى و سر افكنده ساختى، وليد گفت: چرا؟ اى برادرزاده گفت: تو دين محمد را قبول كردهاى، وليد گفت: چنين نيست من بر دين پدران خود باقى هستم، و ليكن من كلامى شنيدم كه بدنم از آن بلرزه در آمد، ابو جهل گفت: آيا آن كلام شعر است؟
گفت: شعر نيست، ابو جهل گفت: آيا گفتار محمد خطبه است؟ وليد گفت: خطبه هم نيست، زيرا خطبه كلامى است كه بهم متصل است، ولى كلام محمد از هم پراكنده ميباشد، و بهم شباهتى ندارد، و بسيار شيرين و زيبا است.
ابو جهل گفت: من خيال ميكنم كه كلمات او خطبه باشند، وليد پاسخ داد:
خطبه نيستند، ابو جهل بار ديگر گفت: پس چيست؟ وليد گفت: مرا اندكى مهلت بده تا در اين باره بينديشم، چون روز ديگر شد گفتند: جواب ما را بگوئيد، وليد گفت بگوئيد كلام او سحر است، و دل مردم را مسحور ميكند، پس از اين خداوند در باره وليد فرمود: ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً* وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً* وَ بَنِينَ شُهُوداً تا آنجا كه فرمود: عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ.
عكرمه گويد: وليد بن مغيره خدمت حضرت رسول ٦ آمد و گفت: از كلمات خود براى من بخوان حضرت اين آيه شريفه را قرائت فرمود: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ وليد عرض كرد: بار ديگر بخوان، حضرت دو مرتبه آيه را تكرار كرد، گفت:
به خدا قسم اين كلام شيرينى و ملاحت و شيوائى و فصاحت فوق العادهاى دارد، اين كلام ريشهاش بسيار قوى بوده و ميوههاى خوبى خواهد داد، و به اين بلاغت بشر سخن نخواهد گفت.