زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٩٨ - (٥)(شبهات وارده در پيرامون غيبت)
در هنگام غيبت حدود ساقط است در اين صورت شريعت را نسخ كردهايد، و اگر بگوئيد:
حدود ثابت است و بايد اجراء گردد پس كسى كه حدود را اجراء كند و حكم صادر نمايد در كجا است؟.
جواب: حدود افراد جنايتكار در عهده آنان ثابت است و هنگامى كه امام ٧ ظاهر شد در صورتى كه مرتكبين اعمال موجب حد زنده بودند پس از ثبوت بينه و اقرار حد را بر آنان جارى خواهد كرد، و اگر چنانچه مرتكبين فوت كرده باشند گناه و معصيت در تعطيل اين حدود در گردن آن كسانى است كه امام ٧ از خوف آنها در پشت پرده غيبت قرار گرفته، و در اين صورت نسخ شريعت لازم نميآيد زيرا كه اقامه حدود در صورت قدرت امام و تمكين ملت واجب است.
اما در هنگام عدم قدرت و وجود مانع و يا زوال تمكن وجوب حد ساقط است و نسخ شريعت هم لازم نيست، ما به مخالفين خود ميگوئيم: هنگامى كه اهل حل و عقد قدرت و تمكن بر اختيار امام ندارند و قادر نيستند امام را در محلش نصبش كنند، در اين هنگام احكام حدود چگونه است، بايد حدود باطل گردد و يا اجراء شود؟ در صورت عدم قدرت بر اجراء آيا نسخ شريعت است؟ اكنون هر جوابى كه در اين مورد بدهند جواب ما هم همان است!.
شبهه چهارم- گويند: در غيبت امام حق را چگونه بايد فهميد؟ اگر ميگوئيد درك حق امكان ندارد و وصول به آن از عهده انسان خارج است در اين صورت مردم را در گمراهى انداختهايد، و اگر گوئيد: با ادله و براهين ميتوان به حق رسيد و او را يافت، در اين جا تصريح به استغناء از امام كردهايد و اين هم مخالف مذهب شما است.
جواب: حق بر دو قسم است: عقلى، و سمعى و اما عقلى كه وجود و عدم امام در او تاثيرى ندارد، و اما سمعى ادله و براهين حق و اخبار و رواياتى است كه از حضرت رسول ٦ و ائمه اطهار عليهم السّلام رسيده و آنها هم حق را بيان داشته و حدود او را روشن كردهاند، از نظر عقلى ما قبلا بيان كرديم كه وجود امام در هر عصرى لازم است، زيرا