زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٩٦ - (٥)(شبهات وارده در پيرامون غيبت)
علت غيبت حضرت مهدى ٧ اين است كه وى از دشمنانش اطمينان ندارد، و براى همين عدم اطمينان از انظار مخفى شده است، اما اگر ترس او مربوط به مال بود هرگز غيبت نميكرد زيرا در اين صورت بايد تحمل مينمود و مكلفين را هدايت و ارشاد ميكرد، اين موضوع در باره حضرت رسول ٦ نيز صادق است، پيغمبر بايد تمام مشكلات و اذيتها را تحمل كند تا شريعت و احكام را به مردم برساند اگر چه در راه ترويج و تبليغ جان خود را هم از دست بدهد.
البته حالات اكثر پيغمبران هم همين گونه است آنان تا سر حد قتل بايد احكام خداوند را بمردم برسانند، زيرا در آن جا اگر پيغمبرى كشته شد باز ديگرى پيدا مى شود كه سنگينيهاى نبوت را در دوش خود بگيرد و سنتهاى او را اجراء كند، و ليكن در مورد صاحب الزمان ٧ اين مطلب درست نيست، زيرا خداوند مقدر فرموده كه پس از وى كسى بعنوان امام كه حافظ شريعت باشد نيايد و به وجود حضرت مهدى سلام اللَّه عليه طومار انبياء و ائمه ختم شده است، و براى همين جهت كه ديگرى شايسته نيابت او را ندارد بجهت خوف از قتل از پشت پرده غيبت بيرون نميشود پدران و اجداد حضرت صاحب الزمان عليهم السّلام در ميان مردم ظاهر ميشدند و در مورد احكام فتوى ميدادند و با آنان معاشرت ميكردند، ائمه اطهار عليهم السّلام اطلاع داده بودند كه دوازدهمين نفر آنان با شمشير قيام ميكند و زمين را پر از عدل و داد ميسازد، اين جريان در ميان مردم شايع شد و حتى دشمنان آنان هم از اين موضوع مطلع گرديدند، خلفاى بنى عباس و سلاطين ظالم از كشتن پدران حضرت مهدى عليهم السّلام خوددارى ميكردند چون مىدانستند كه آنان خروج نخواهند كرد، و منتظر نفر دوازدهمين بودند كه وى را بقتل برسانند.
خليفه در هنگام وفات حضرت امام حسن عسكرى ٧ امر كرد تا در مورد زنان و كنيزان آن جناب تفتيش كنند، و مقصودش اين بود كه اگر كودكى در شكم يكى از آنها پيدا كردند او را بكشند، همان طور كه فرعون در مورد موسى و نمرود راجع به ابراهيم اين عمل را انجام دادند و ليكن خداوند ولادت ابراهيم و موسى و قائم عليهم السّلام را از