زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٩٥ - (٥)(شبهات وارده در پيرامون غيبت)
ديده نشده است، و ديگران براى پيشوايان خود نه ادعاى عصمت دارند و نه در آنها اين صفت ديده شده، پس بنا بر اين امامت حضرت مهدى معين مىشود.
و اما غيبت حضرت صاحب الزمان ٧ پس از ثبوت امامت او اشكالى نخواهد داشت، زيرا ما وقتى قطع كرديم كه وى امام است و اكنون هم از انظار پنهان ميباشد، يقين ميكنيم كه اين امام معصوم و مفترض الطاعه براى علتى كه مصلحت ايجاب كرده در پشت پرده غيبت قرار گرفته است، و علت تفصيلى او معلوم نيست زيرا انسان از علم خدا كه اطلاع ندارد تا بفهمد علت حقيقى غيبت حضرت صاحب الزمان براى چيست.
در قرآن آياتى هست كه افرادى را به شبهه انداخته و از ظواهر آن آيات جبر و تشبيه كاملا نمايان است، و ما ميدانيم كه خداوند متعال هرگز از نزول اين آيات مقصودش اين نبوده كه مطالب غير حقيقى را براى مردم نازل كند و يا در باره خود صفاتى را بيان نمايد كه در واقع خلاف صفات حقيقى او باشد، پس بنا بر اين معلوم است كه اين گونه آيات معانى ديگرى بر خلاف ظواهر دارند و از نظر عقلى هم في الجملة خلاف ظاهر اينها ثابت شده است.
اگر كسى بپرسد عقيقه اطفال و يا علت رمى جمار و طواف دور بيت و عبادات ديگر چيست؟ جواب اينست كه خداوند قادر حكيم هر گاه مردم را به امرى دعوت كرد معلوم است كه در انجام اين كارها مصلحتى هست زيرا پروردگار دانا هرگز مردم را به اداء افعال قبيحه دعوت نميكند، اكنون اگر ما علت اين عبادات را بطور تفصيل نميدانيم و ليكن بطور اجمال مىفهميم كه پروردگار بدون جهت ما را به انجام اين فرائض امر نكرده است.
ما هرگز نبايد در پيرامون اين موضوعات بحث كنيم زيرا ما و مخالفين هم از درك علت اينها عاجز هستيم و ابواب علم در اين جا بروى ما مسدود است و فرو رفتن در اين امور جز گرفتار شدن در شبهه فايده ديگرى ندارد، ما اينك در پيرامون غيبت حضرت صاحب الزمان ٧ مختصرى بحث ميكنيم، اگر چه از نظر عقل و اعتبار بحث اين موضوع لزومى ندارد.