زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٦ - (مبدء مبعث حضرت رسول
و از شرك و بتپرستى باز ميدارم، و از شما ميخواهم كه به خداى يگانه گواهى دهيد و مرا برسالت از طرف خداوند قبول كنيد، اكنون شما جماعت قريش پيشنهاد مرا بپذيريد تا بر عرب سرورى كنيد و در اين هنگام عجم نيز در مقابل شما خاضع گردند و در بهشت جاودانى نيز شاه و سلطان خواهيد شد.
قرشيان كه اين سخنان را از آن جناب شنيدند به خنده افتادند و او را مورد استهزاء قرار دادند، و گفتند: محمّد بن عبد اللَّه ديوانه گرديده و پيغمبر را با زخم زبان آزار و اذيت كردند، ابو طالب گفت: اى برادرزاده اين چه سخن است كه ميگوئى؟
فرمود: اى عم اين دين پروردگار است كه وى را براى فرشتگان و پيغمبران بر گزيده، و اين همان دينى است كه ابراهيم و پيغمبران بعد از وى آوردهاند، اينك خداوند براى اظهار اين دين مرا برانگيخته تا بمردم برسانم.
ابو طالب گفت: اى برادرزاده خويشاوندان شما اين دين را نخواهند پذيرفت اكنون از آنها دست بردار، فرمود: من از عقيده خود دست برنخواهم داشت، زيرا خداوند مرا امر كرده كه آنها را به اين دين دعوت كنم، در اين هنگام ابو طالب سكوت كرد و چيزى نگفت.
حضرت رسول ٦ پس از اين در هر وقت مناسبى آنان را بدين خود دعوت ميكرد و آنها را تحذير مىنمود، در اين هنگام عدهاى كه از كتب سالفه در باره پيغمبر اطلاعاتى داشتند به آن ايمان مىآوردند، موقعى كه قريش از اين جريان اطلاع پيدا كردند ناراحت شدند، و نزد ابو طالب رفتند و گفتند: برادرزادهات را از ما دفع كن، زيرا وى ما را بىعقل و خرد ميخواند، و خدايان ما را دشنام ميدهد، و جوانان ما را از راه بيرون ميكند، و اجتماع ما را از هم پراكنده ميسازد.
ابو طالب آن حضرت را نزد خود خواند و گفت: اى برادرزاده قريش نزد من آمدهاند و از شما ميخواهند كه از خدايان آنها دست بردارى، فرمود: يا عم من نميتوانم از فرمان خداوند سرپيچى كنم، و او همچنان آنها را از عذاب پروردگار مى ترسانيد و بسوى حق دعوت ميكرد.