زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٣٧ - (دلائل ديگرى در امامت ائمه اطهار
چهارم- از جمله دلائل بر امامت ائمه اطهار عليهم السّلام اينست كه: آن وجودات مقدس پس از حضرت رسول ٦ بهترين مردم هستند، ما بطور وضوح مشاهده مى كنيم كه خداوند دوست و دشمن را در برابر آنها خاضع و خاشع كرده است و همگان از آنان تعظيم و تكريم و تجليل و تبجيل ميكنند، و پروردگار متعال دلهاى مردم را متوجه آنها كرده با اينكه در عقائد و آراء و نظريات با يك ديگر اختلاف مشرب دارند.
كسانى كه در اخبار و روايات و تواريخ و سير مطالعه دارند ميدانند كه: دشمنان و مخالفين اهل بيت عليهم السّلام با اينكه خود را مستحق خلافت و امامت ميدانستند و نسبت به آن بزرگواران تجاوز و تعدى ميكردند، باز هم از تعظيم و اجلال و احترام و عزت آنها خوددارى نمىنمودند، و فضل و شرف و علم و فضيلت آنان را انكار نميكردند، اگر چه بعضى از دشمنان آنها به خاطر اغراض خصوصى در برابر آنان صف كشيدند و به جنگ و قتال پرداختند.
كسانى كه با امير المؤمنين بيعت كردند او و دو فرزندش حسنين عليهم السّلام را بر سايرين مقدم ميداشتند و آنان را از همگان افضل ميدانستند، و هم چنين كسانى كه از بيعت سر تافتند و نكث عهد كردند با عداوتى كه نسبت به آن حضرت داشتند باز هم نمى توانستند منكر فضائل و مناقب و خصوصيات او بشوند، و در هيچ يك از افعال و اقوالش مورد تفسيق واقع نشد.
معاوية بن ابى سفيان با اينكه علنا دشمنى خود را با آن جناب ابراز كرد و با وى به جنگ و ستيز پرداخت، از فضائل و حقوق وى چشم پوشى نكرد و مقامات او را در دين و مذهب انكار ننمود، بلكه مانند طلحه و زبير به خونخواهى عثمان قيام كرد، معاويه به آن حضرت پيشنهاد كرد او را در ولايت شام نگهدارد و در اين صورت از مخالفت دست خواهد كشيد و اطاعت خواهد كرد.
معاويه نميتوانست علنا آن حضرت را از مقام خلافت دفع كند، زيرا ميدانست وى با قرابتى كه به حضرت رسول ٦ دارد، و با فضل و شرف و زهد و علم و فضيلتى كه دارد از هر جهت شايسته مقام خلافت و امامت هست، و از اين جهت