زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٣٤ - (دلائل ديگرى در امامت ائمه اطهار
ميكردند، و هزاران زجر و شكنجه در باره آنان انجام ميدادند، و اين مطالب در نزد آنهائى كه از تاريخ اطلاع دارند روشن است.
اگر ائمه اطهار مورد عنايت خاصه پروردگار نبودند و از طرف خداوند تأييد نميشدند، و خداوند سبحان مطالب فاسده دشمنانشان را باطل نميكرد و گفتار زور و بهتان مخالفين را از بين نمىبرد اكنون از آن حضرات اثرى در بين نبود، و دشمنان آثار و روايات آنها را از بين ميبردند، مخصوصا كه ائمه عليهم السّلام همواره مورد توجه بودند و مردم پيرامون آنان را ميگرفتند و اين خود موجب ناراحتى و حسد مخالفين و عمال خلفاى جور ميشد.
خلفاء و حكام از محبوبيت آنان در بين مردم ناراحت ميشدند، مخصوصا كه شيعيان آنها ائمه خود را امام معصوم و شريك در نبوت ميدانستند، و براى آنها به معجزه و كرامت قائل بودند، حتى غلات آنان را پيغمبر و يا خدا ميخواندند، و اين عقيده از اينجا پيدا شد كه از امامان عليهم السّلام آثار محير العقولى روى داد كه موجب حيرت و سرگردانى گرديد.
عادت در بين مردم اين چنين شده كه اگر كسى مقدارى از اين خصوصيات و كرامات را داشته باشد، از زبان دشمنانش آسوده نخواهد ماند، و آنان كوشش خواهند كرد كه در دين و مذهب وى نقصى پيدا كنند تا وى را در عقيده متهم نمايند و اخلاق او را فاسد معرفى كنند و براى اين شخص معايب و مفاسدى درست نمايند.
پس اكنون كه معلوم شد خداوند اهل بيت اطهار را از هر عيب و نقص پاك گردانيد براى اينكه امور مردم در دست اوست و او قادر است كه از گفتار ناروا و ناهنجار جلوگيرى كند، تا مقامات حجتهاى خود را بر بندگانش ثابت گرداند، زيرا ائمه اطهار عليهم السّلام سفير خداوند بين او و مردم هستند، و شرع او را نگه مىدارند و پايههاى استوارى براى دين ميباشند، و اين بسيار مطلب روشنى است در صورتى كه كسى در فكر تامل و تدبر باشد.
سوم- از جمله دلائلى كه بر امامت آل محمّد عليهم السّلام اقامه شده اينست كه: مسلمين