زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٢٥ - (روايات شيعه در عدد ائمه اثنا عشر
هنگام ظهورش نزديك گردد از غلاف بيرون مىشود.
خداوند شمشير را به سخن مىآورد و فرياد ميزند: اى ولى خدا خروج كن و مرا فرمان ده، اى حجت پروردگار اكنون سزاوار نيست در جاى خود بنشينى. در اين هنگام او خروج ميكند و دشمنان خداوند را در هر جا بيابد ميكشد و حدود و احكام را بار ديگر اقامه ميكند، جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از طرف چپ و شعيب و صالح هم در مقدمه او قرار دارند، و شما بهمين زودى صدق گفتار مرا مشاهده خواهيد كرد و لو مقدارى طول بكشد، و من امور خود را به خداوند واميگذارم.
اى ابىّ خوشا به حال آن كس كه او را ملاقات كند و وى را دوست داشته باشد و امامت وى را بپذيرد، خداوند آنان را از مهلكه نجات ميدهد با اقرار به او و پيغمبر و جميع امامان درهاى بهشت براى آنان باز خواهد شد، مثل آنان در زمين مانند مشكى است كه بويش در فضا پراكنده شود و هرگز تغيير نكند، مثل آنان در آسمان مانند ماه تابان است كه هرگز نور او از بين نرود.
ابىّ عرض كرد: يا رسول اللَّه حالات اين امامان عليهم السّلام در نزد خداوند چگونه است؟ فرمود: خداوند دوازده صحيفه بر من نازل كرده كه دوازده خاتم در آنها هست، و اسم هر امامى در خاتمش نوشته شده و اوصافش هم در صحيفهاش درج گرديده است.
٢٦- حسين بن على عليهما السّلام گويد: من و برادرم خدمت جدم رسول اللَّه ٦ رسيديم حضرت مرا بر يك زانو و برادرم را هم بر زانوى ديگر قرار داد و پس از اين ما را بوسيد و فرمود: پدرم فداى شما باد كه دو امام صالح هستيد و خداوند شما را از من و پدر و مادرتان برگزيده، و اى حسين از صلب تو هم نه امام اختيار كرده كه نفر نهمى «قائم» آنها است و شما همگان در فضل و مقام نزد خدا مساوى هستيد.
٢٧- حضرت جواد ٧ فرمود: يكى از روزها امير المؤمنين سلام اللَّه عليه در حالى كه حضرت مجتبى ٧ و سلمان فارسى در خدمتش بودند و امير المؤمنين بر دست سلمان تكيه كرده بودند وارد مسجد الحرام شدند، در اين هنگام مردى زيباى خوش