زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥١ - گفتار حضرت رسول
مورد حاجت خود سخن ميگفت، مروان ضمن سخنانى كه با وى داشت اين بود كه: حاجت مرا روا كن و خواستهام را انجام بده، زيرا كه من مخارج زيادى دارم، من پدر ده نفر و عموى ده نفر و برادر ده نفر هستم.
هنگامى كه مروان از نزد معاويه بيرون شد ابن عباس پهلوى معاويه نشسته بود در اين موقع معاويه روى خود را بطرف ابن عباس كرد و گفت: اى پسر عباس شما را به خدا آيا نميدانى كه پيغمبر فرمود: هر گاه بنو حكم به چهل نفر برسند مال خدا را بين خود تقسيم كرده و بندگان او را عبد قرار داده و دين و مذهب را وسيله مكر و فريب قرار خواهند داد، و هر گاه به چهار صد و نود و نه نفر رسيدند هلاكت آنان از خوردن يك دانه خرما سريعتر است.
ابن عباس گفت: آرى به خدا قسم چنين است، در اين هنگام مروان از حاجت خود دست برداشت، پس از اين عبد الملك وارد شد و با معاويه بگفتگو پرداخت بعد از اينكه او نيز از نزد معاويه بيرون شد معاويه به ابن عباس گفت: آيا به خاطر دارى كه حضرت رسول ٦ در باره اين شخص فرمود: اين پدر چهار نفر جبار است؟ ابن عباس گفت: آرى به خدا چنين است.
٢٣- يوسف بن مازن راسبى گويد: شخصى نزد حضرت حسن بن على عليهما السّلام بپا خواست و گفت: اى سياهكننده چهره مؤمنين، حضرت مجتبى ٧ فرمود: مرا ملامت و سرزنش مكن خداوند تو را رحمت كند، همانا پيغمبر ٦ در خواب ديدند بنى اميه بر منبر او رفته و خطبه ميخوانند، اين موضوع موجب ناراحتى آن جناب گرديد و خداوند در اين هنگام اين آيه شريفه را نازل فرمود: إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ كوثر نام نهرى در بهشت ميباشد، و همچنين اين آيات شريفه نازل گرديد: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ* وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ* لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ مقصود از هزار ماه مدت خلافت و سلطنت بنى اميه ميباشد راوى گويد: ما حساب كرديم اين مدت را و خلافت آنان درست هزار ماه بود.
مرحوم طبرسى گويد: روايات در اين موضوع زياد است و ذكر همه اينها در