زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٩٥ - (مناقب حضرت عسكرى
١٤- حسن بن ظريف گويد: دو مسأله بنظرم رسيد و اراده كردم آنها را از حضرت ابو محمد بپرسم، از آن جناب پرسيدم هنگامى كه قائم قيام ميكند چگونه حكم ميكند و در كجا براى اقامه حكم خواهد نشست؟ و نيز در نظر داشتم از وى بپرسم در باره تب هم چيزى مرقوم بفرمايند، و ليكن در هنگام نوشتن موضوع تب را فراموش كردم.
پس از چندى جواب رسيد كه قائم هنگامى كه قيام كند در بين مردم بعلم خودش حكم خواهد كرد همان طور كه داود به حكم خودش بين مردم حكم مينمود، و از كسى بينه نخواهد خواست، و تو قصد داشتى در باره تب چيزى بپرسى و ليكن فراموش كردى، اكنون متوجه باش و آيه شريفه يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً را بر ورقهاى بنويس و بر مريض آويزان كن، راوى گويد: من طبق دستور امام ٧ عمل كردم و مريض ما خوب شد.
(مناقب حضرت عسكرى ٧)
١- مرحوم كلينى از مشايخ خود روايت ميكند كه: احمد بن عبد اللَّه بن خاقان متصدى ماليات و اموال حكومتى در شهرستان قم بودند، اين مرد بسيار متعصب و شديد النصب و نسبت به اهل بيت عليهم السّلام دشمنى داشت، يكى از روزها كه در مجلس وى صحبت علويان پيش آمد، گفت: من در ميان علويان مانند حسن بن على بن محمد بن الرضا كسى را مشاهده نكردم، حسن بن على در عفت و كرم و عقل و فضيلت در ميان خاندانش و هم چنين بنى هاشم مانند ندارد، بنى هاشم او را با اينكه سن وى كم است بر افراد مسن خود فضيلت ميدهند و در مجالس و محافل خود او را بر همگان مقدم ميدارند، و هم چنين است حال او در نزد امراء و فرماندهان و شخصيتهاى برجسته و عموم طبقات مختلف مردم.
يكى از روزها من در خدمت پدر خود نشسته بودم ناگهان دربانان گفتند: ابو محمد بن الرضا در منزل است، پدرم فورا با صداى بلندى گفت: راهش دهيد بيايد من از جسارت دربانان تعجب كردم كه چگونه آنان از هيبت و جلال پدرم نترسيدند