زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٩٤ - (معجزات و كرامات حضرت عسكرى
١١- ابو هاشم گويد: بر حضرت ابو محمّد داخل شدم و قصد داشتم از آن جناب نگينى بگيرم تا زرگر براى من انگشترى بسازد و به او تبرك بجويم، هنگامى كه خدمت حضرت رسيدم و نشستم از موضوع نگين و انگشتر فراموش كردم، پس از اينكه اراده كردم از خدمتش خارج شوم انگشترى بطرف من انداختند، و فرمودند، تو ميخواستى از ما يك نگين ساده بگيرى و بعد برايت انگشتر بسازند، اينك اين خاتم را بگيريد و از زحمت ساختن انگشتر راحت گرديد، راوى گويد: من تعجب كردم و گفتم: اى سرور من تو ولى خداوند و امام من هستى كه به اطاعت و فرمانبردارى از تو متدين شدهام، حضرت فرمود: خداوند تو را رحمت كند.
اين مطالب اندكي از مطالب كثيرهايست كه ابو هاشم از آن حضرت مشاهده كرده وى ميگفت: من هر گاه خدمت حضرت عسكرى ٧ ميرسيدم دليل و برهانى در آن جا مشاهده ميكردم.
١٢- احمد بن محمّد گويد: من خدمت حضرت ابو محمّد ٧ نوشتم در هنگامى كه مهتدى مواليان را ميكشت، عرض كردم: اى سرور من خداوند را سپاسگزارم كه وى را از شما مشغول داشته، زيرا شنيده بودم كه خليفه شما را تهديد ميكرد و ميگفت:
به خداوند سوگند او را از اين سرزمين تبعيد خواهم كرد، حضرت در جواب من نوشتند عمر وى كوتاهتر از اين حرفها است، از امروز تا شش روز ديگر وى كشته خواهد شد پس از اينكه به شدت خوارى و ذلت برسد، و همان طور كه فرموده بود موضوع انجام گرفت.
١٣- نصير خادم گويد: من مكرر از حضرت عسكرى ٧ شنيدم كه با غلامان رومى و ترك و صقالبه بزبان آنان سخن ميگفت، و از اين موضوع در شگفت بودم زيرا وى در مدينه متولد شده و تا كنون كسى نديده بود كه او با اين زبانها تكلم كند، من در اين گونه افكار بودم كه ناگهان متوجه من شد و فرمود: خداوند تبارك و تعالى حجت خود را از ساير مردم تميز ميدهد و معرفت هر چيزى را بوى مرحمت ميكند، حجت پروردگار كليه لغات و انساب و آجال و حوادث را ميداند و اگر اين چنين نبود او و ساير مردم فرقى نداشتند.