زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٩٢ - (معجزات و كرامات حضرت عسكرى
در اطاق ديگرى بوسيله نان كعك انجام گرفت و جز خودم ديگرى از اين قضيه اطلاع پيدا نكرد، پس از آن از اطاق بيرون شدم و خدمت آن جناب نشستم، حضرت عسكرى ٧ به غلام خود فرمودند: ابو هاشم امروز روزه ندارد غذائى به وى بدهيد تا بخورد، ابو هاشم گويد: من در اين هنگام تبسم كردم.
امام ٧ فرمود: براى چه خنده كردى؟ اى ابو هاشم هر گاه خواستى نيرومند شوى گوشت بخور نان كعك كه قوت ندارد، عرض كردم: راست ميگوئيد و در اين هنگام مقدارى غذا خوردم، بار ديگر فرمود: هر سه روز يك بار افطار كن و خود را گرفتار ضعف مزاج مگردان.
روزى كه بنا بود آن حضرت را از زندان آزاد كنند غلامش آمد و عرض كرد:
افطارت را بياورم؟ فرمودند: بياوريد و ليكن ما از وى نخواهيم خورد، هنگام ظهر افطارى او را آوردند و در عصر همان روز از زندان رهايش نمودند در حالى كه صائم بودند در وقت خروج از زندان فرمودند: اين غذا را بخوريد گواراى شما باشد.
٦- ابو هاشم گويد: در خدمت حضرت ابو محمّد ٧ بودم كه فرمود: هر گاه قائم خارج شود امر ميكند منابر را بشكنند و مقصورههاى مساجد را خراب كنند، با خود گفتم: چرا بايد اينها از بين بروند، فرمود: براى اينكه اينها بدعت هستند و بدون دستور پيغمبر و حجت بنا شدهاند.
٧- ابو هاشم گويد: فهفكى از حضرت عسكرى ٧ پرسيد چرا زن بيچاره از ارث يك سهم ميگيرد و مرد دو سهم؟ حضرت فرمود: زن اهل جهاد و انفاق و ديه و غرامت نيست، و اين گونه امور بر عهده مردانست راوى گويد من با خودم گفتم: ابن ابى العوجاء همين مسأله را از حضرت صادق ٧ پرسيدند و آن جناب همين جواب را به او دادند.
حضرت ابو محمّد روى خود را بطرف من كردند و فرمودند: آرى همين سؤال ابن ابى العوجاء است و جواب ما يكى است و هر گاه سؤال يكى باشد جواب ما يكى است چه از اولى بپرسند و يا از آخرى سؤال كنند، اولين و آخرين ما در علم مساوى