زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٨٦ - (ادله امامت حضرت عسكرى
٢- عبد اللَّه بن محمد اصفهانى گويد: حضرت هادى ٧ فرمود: امام بعد از من كسى است كه بر من نماز بخواند، راوى گويد: ما تا اين هنگام ابو محمد را نمىشناختيم، پس از اينكه حضرت هادى از دنيا رفتند ابو محمّد آمد و بر وى نماز خواند ٣- على بن جعفر گويد: هنگامى كه حضرت ابو الحسن وفات كردند من حاضر بودم، در حين وفات پسرش حسن را بطرف خود دعوت كردند و گفتند: اينك خداوند را شكرگزارى كن كه امر تازهاى را در عهده شما گذاشته است.
٤- عبد اللَّه بن مروان انبارى گويد: من در هنگام وفات ابو جعفر محمّد بن على عليهما السّلام حضور داشتم، در اين هنگام ابو الحسن پيش آمد و كرسى براى آن جناب گذاشتند و روى آن جلوس كرد و اهل بيتش هم پيرامون وى را گرفتند، پسرش ابو محمد هم در آن جا حاضر بود، پس از اينكه از جريان غسل و كفن پدرش فارغ شد روى خود را بطرف ابو محمد كرد و فرمود: اى پسرك من! براى خداوند شكرگزارى كن براى اين امر تازه كه به شما داده است.
٥- على بن مهزيار گويد: به حضرت ابو الحسن عرض كردم: اگر خدا نكرده براى شما پيش آمدى شود امر امامت در اختيار كه خواهد بود؟ فرمود: امامت بعد از من در عهده فرزند بزرگتر من خواهد بود- و مقصودش از فرزند بزرگتر حسن ٧ بود ٦- على بن عمرو عطار گويد: خدمت حضرت ابو الحسن ٧ رسيدم در هنگامى كه ابو جعفر- يعنى محمّد- فرزند آن حضرت هم زنده بودند، و من گمان ميكردم وى امام است، عرض كردم: قربانت گردم كدام يك از فرزندان تو را تخصيص دهم؟
فرمود: سكوت كنيد تا دستورم در اين باره صادر گردد و بشما برسد، راوى گويد:
بعد از اين براى آن جناب نوشتم امامت بعد از شما در اختيار كيست؟ فرمود: امامت با بزرگتر از فرزندان من است، راوى گويد: ابو محمّد از جعفر بزرگتر بود.
٧- سعد بن عبد اللَّه از گروهى از بنى هاشم كه يكى از آنها حسن بن حسن افطس است روايت ميكند كه در روز وفات محمّد بن على بن محمّد عليهم السّلام در منزل حضرت هادى ٧ حاضر شديم تا آن حضرت را تسليت و تعزيت بگوئيم، در وسط حيات فرش پهن كرده