زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٨٢ - (خصائص حضرت هادى
خواهد شد، به خداوند سوگند تا آن شخص دست خود را شست و خواست غذا بخورد ناگهان غلامش از راه رسيد در حالى كه ميگريست، گفت زود خودت را بمادرت برسان كه اينك از پشت بام بزمين افتاده است و در حال جان دادن ميباشد، جعفر گفت:
به خداوند سوگند ديگر در مذهب واقفيه نخواهم ماند و به امامت اين قطع پيدا خواهم كرد.
روايات در اين باب زياد است و اين اندازه براى ما كافى است.
(خصائص حضرت هادى ٧)
١- سعيد بن عيسى گويد: زيد بن موسى مكرر از عمر بن فرج ميخواست تا وى را نزد برادرزادهاش ببرد، زيد ميگفت: وى جوان است و من عموى پدر او هستم، عمر بن فرج اين جريان را خدمت حضرت هادى ٧ گفت، حضرت فرمود: شما يك بار او را اجازه دهيد تا نزد من بيايد و فردا مرا قبل از وى در مجلس حاضر كن سپس او را اذن ورود بده پس از آن هر طور خواستى عمل نما.
روز ديگر عمر بن فرج حضرت هادى ٧ را در مجلس حاضر كرد و در صدر نشانيد و بعد از اين به زيد بن موسى اذن ورود داد، زيد وارد شد و در مقابل حضرت هادى نشست، روز پنجشنبه بار ديگر زيد بن موسى را احضار كرد و در صدر مجلس نشانيد و سپس حضرت هادى را هم در مجلس حاضر كرد، هنگامى كه زيد آن حضرت را ديد از جاى خود برخاست و او را در جايش نشانيد و خود در مقابلش نشست.
٢- علت اينكه متوكل حضرت ابو الحسن هادى ٧ را از مدينه به سامراء آورد اين بود كه: عبد اللَّه بن محمد والى مدينه از آن جناب به متوكل سعايت كرد، متوكل براى امام ٧ نامهاى نوشت كه هر چه زودتر در سامراء حاضر شويد، متوكل در نامه خود بسيار اظهار اشتياق به ملاقات آن حضرت كرده بود.
هنگامى كه نامه به حضرت رسيد مهياى خروج شد و به اتفاق يحيى بن هرثمه