زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٦٩ - (فضائل و مناقب حضرت جواد
در پنج سالگى بيعت گرفت و حال اينكه از كودكان بيعت نميگرفتند، اين خانواده با يك ديگر فرقى ندارند و سابقشان با لاحق در يك رديف هستند.
بعد از اين مردم برخاستند و از مجلس رفتند، روز ديگر مأمون و حضرت جواد نشستند، و فرماندهان و نگهبانان مملكت بنى عباس و رجال دربار مأمون همگان براى تهنيت و تبريك در كاخ مأمون حاضر شدند، در اين هنگام طبقهائى از نقره كه در آن بستههائى از مشك و زعفران قرار داشت به مجلس آوردند و در درون اين بستهها نيز كاغذهائى بود كه در آن حواله عطايا و جوائز را نوشته بودند، مأمون امر كرد طبقها را روى مردم نثار كنند.
در اين هنگام هر كدام بسته خود را برميداشت و آن را باز ميكرد و از محل مخصوص جوائز خود را دريافت ميكرد، در بعضى از اين بستهها اسامى ضياع و عقار و دهات و املاك را نوشته بودند، پس از اينكه بسته را باز مينمود حواله خود را برميداشت املاك مورد نظر را تصرف ميكرد و مردم از حضور مأمون ثروتمند بيرون شدند.
مأمون همواره به حضرت جواد ٧ احترام ميكرد و از وى تكريم و تعظيم مىنمود و بر فرزندان و خاندانش ترجيح ميداد، پس از چندى حضرت جواد به اتفاق ام الفضل از بغداد بيرون شدند و بطرف مدينه حركت كردند، هنگامى كه به خيابان باب الكوفه رسيدند و مردم هم از آن جناب مشايعت ميكردند در وقت غروب آفتاب به منزل مسيب رسيد، و در آن جا فرود آمدند و داخل مسجد شدند.
در صحن مسجد درختى بود كه ميوه نميداد، حضرت جواد نزديك اين درخت رفتند و در كنار آن وضوء گرفتند، پس از اين بخواندن نماز مغرب پرداختند در ركعت اول پس از حمد إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ را قرائت كردند، و در ركعت دوم هم قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را خواندند و بعد از سلام نماز مقدارى نشستند و به ذكر خدا پرداختند، و بعد بلافاصله براى نافله برخاستند.
پس از اينكه چهار ركعت نافله مغرب را بجاى آوردند و تعقيب و سجده شكر را انجام دادند از مسجد بيرون شدند، هنگامى كه خواستند از نزديك درخت بگذرند