زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٤٠ - (مناقب حضرت رضا
|
فأنتم الملا الأعلى و عندكم |
علم الكتاب و ما جاءت به السور |
|
حضرت رضا ٧ فرمود: در باره ما ابياتى سرودهاى كه قبل از شما اين طور نگفتهاند، در اين هنگام به يكى از كارگذاران خود فرمودند: چيزى موجود دارى عرض كرد: سيصد دينار همراه دارم، فرمودند: او را به ابو نواس بدهيد، بعد از اين فرمود: شايد اين كم باشد اين استر را هم به او بدهيد و ابو نواس اشعار ذيل را در مدح حضرت رضا ٧ سروده است:
|
قيل لى: أنت أوحد الناس طرّا |
في فنون من الكلام النبيه |
|
|
لك من جوهر الكلام بديع |
في المعانى و في الكلام البديه |
|
|
فعلى ما تركت مدح ابن موسى |
و الخصال الّتى تجمعن فيه |
|
|
قلت: لا أهتدى لمدح إمام |
كان جبريل خادما لأبيه |
|
٧- ابو الصلت هروى گويد: دعبل بن على خزاعى در مرو خدمت حضرت رضا ٧ رسيد و عرض كرد: اى فرزند رسول خدا در باره شما قصيدهاى گفتهام و با خود عهد بستهام قبل از اينكه در حضور شما قرائت نكنم در جاى ديگرى انشاد ننمايم، حضرت فرمود: بخوانيد دعبل قصيده خود را كه مطلع آن چنين است قرائت كرد:
|
مدارس آيات خلت من تلاوة |
و منزل وحى مقفر العرصات |
|
هنگامى كه اين بيت را خواند:
|
أرى فيئهم في غيرهم متقسّما |
و أيديهم من فيئهم صفرات |
|
حضرت رضا هم بگريه افتاد و فرمود: راست ميگوئى اى خزاعى، و چون اين بيت را قرائت كرد
|
اذا وتروا مدّوا الى واتريهم |
أكفا عن الأوتار منقبضات |
|
حضرت رضا ٧ كف دستش را بهم ميزد و ميفرمود: به خداوند سوگند منقبض هستند هنگامى كه اين بيت را خواند:
|
لقد خفت في الدنيا و أيام سعيها |
و إنّى لأرجو الأمن عند وفاتى |
|
حضرت رضا ٧ فرمود: خداوند در روز قيامت و فزع اكبر تو را در آسايش