زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٢٥ - (نصوص داله بر امامت حضرت رضا
١- حسين بن نعيم صحاف گويد: من و هشام بن حكم و علي بن يقطين در بغداد بوديم، علي گفت: من در خدمت عبد صالح بودم كه فرزندش علي وارد شد، موسى بن جعفر فرمود: يا علي بن يقطين اين علي سيد و سرور اولاد من است و من كنيه خود را به او دادهام، راوى گويد: در اين هنگام هشام كف دستش را بر پيشانى خود زد و گفت واى بر تو چه گفتى؟ علي گفت: به خداوند سوگند من اين سخن را از وى شنيدم، هشام گفت: امامت پس از موسى بعهده اوست.
٢- داود رقى گويد: به ابو ابراهيم ٧ عرض كردم: قربانت گردم عمرم زياد شده اكنون دست مرا بگيريد و از آتش نجات بدهيد و بفرمائيد امام بعد از شما كيست؟
راوى گفت: در اين هنگام موسى بن جعفر بفرزندش علي بن موسى عليهما السّلام اشاره كردند و فرمودند: اين پس از من امام شما خواهد بود.
٣- نعيم قابوسى گويد: حضرت موسى بن جعفر فرمود: فرزندم علي بزرگترين فرزندان من است، من او را از همه بيشتر دوست دارم، و او با من در جفر نگاه ميكند و جز پيغمبر و يا وصى او حق ندارند در جفر نگاه كنند.
٤- محمّد بن اسحاق بن عمار گويد: به حضرت ابو الحسن موسى عرض كردم:
مرا به كسى كه دين خود را از وى اخذ كنم هدايت نميكنيد؟! فرمود: اين فرزندم علي است، همانا پدرم دستم را گرفت و مرا نزديك قبر حضرت رسول ٦ برد و فرمود:
اى پسرك من خداوند فرموده: من در زمين خليفه قرار ميدهم، خداوند هر گاه مطلبى را فرمود وى را انجام ميدهد.
٥- زياد بن مروان قندى كه از جماعت واقفيه بود گويد: من خدمت ابو ابراهيم ٧ رسيدم در حالى كه فرزندش علي هم در نزد او بود، فرمود: يا زياد اين فرزند من است سخن او سخن من و كتاب او كتاب من، و رسول وى رسول من است و هر چه وى بر زبان جارى كرد حق است.
٦- مخزومى كه از طرف مادر نسب به جعفر بن ابى طالب ميرساند گفت: حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام دنبال ما فرستادند و ما هم خدمت او رسيديم، فرمود: مىدانيد