زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٢١ - (وفات موسى بن جعفر
و سندى بن شاهك را طلبيد و او را بكشتن موسى بن جعفر تحريك كرد، وى نيز اطاعت كرد و آن جناب را مسموم ساخت، گويند: آن حضرت را بوسيله خرماى مسموم شهيد كردند، و موسى بن جعفر پس از اينكه خرما را ميل كردند دو روز با حالت مرض و ناراحتى بسر بردند و در روز سوم از دنيا رفتند.
بعد از اينكه آن حضرت در اثر سم كين شهيد شدند، سندى بن شاهك فقهاء و ساير مردم را كه در بغداد بودند و از جمله هيثم بن عدى را حاضر كردند، كه تا بنظر مردم برسانند موسى بن جعفر به مرگ طبيعى از دنيا رفته و در بدن وى آثارى از زخم و جراحت در بين نيست، بعد از اين روى جسر بغداد گذاشتند، و از طرف يحيى ابن خالد امر كردند تا فرياد بزنند: اين موسى بن جعفر است كه رافضيان گمان ميكنند وى نمرده است.
اى مردم بيائيد و بنگريد كه موسى بن جعفر از دنيا رفته، مردم در چهره او نگاه ميكردند، بعد از اين جريان او را از روى جسر برداشتند و در مقابر قريش كه از قديم محل دفن بنى هاشم و اشراف بود به خاك سپردند.
روايت شده هنگامى كه وفات موسى بن جعفر نزديك شد به سندى بن شاهك فرمود يكى از غلامان مدتى وى را حاضر كند تا حضرت را غسل و كفن نمايد سندى درخواست آن جناب را اجابت كرد، سندى بن شاهك ميگفت: من از وى خواهش كردم تا اجازه دهد من او را غسل دهم و كفن كنم و ليكن وى امتناع كرد و فرمود: ما خاندان مهريه زنان و مخارج مكه و كفنهاى مردگان را از اموال خالص و طاهر خود خارج ميكنيم اكنون كفن من در نزدم محفوظ است، و اينك ميل دارم غلام من اين موضوع را انجام دهد گفته شده سليمان بن منصور جنازه موسى بن جعفر را از دست عمال دولتى گرفت و بدنش را غسل داد و او را با كفن مخصوص خود كه پانصد دينار ارزش داشت و قرآن را بر وى نوشته بود كفن كرد، و با پاى پياده در دنبال جنازه حركت ميكرد و جلو پيراهنش را هم شكافت و با جنازه تا مقابر قريش آمد و حضرت را در آن جا به خاك سپرد.