زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤١٠ - (معجزات و كرامات موسى بن جعفر
محمّد عليهم السّلام آشنا كرد، و پس از اين سكوت نمود، اين مرد گفت: پس امروز امام چه كسى است؟ فرمود: اگر به شما بگويم قبول ميكنى؟ عرض كرد: آرى خواهم پذيرفت فرمود: من امروز امام هستم، عرض كرد، در اين باره دليلى هم دارى؟ فرمود: نزد اين درخت برو و بگو موسى بن جعفر امر ميكند بطرف من بيا.
اين مرد گفت: من بطرف درخت رفتم، ناگهان مشاهده كردم درخت از زمين كشيده مىشود و درخت آمد تا آنگاه كه در مقابل آن جناب توقف كرد، سپس حضرت بوى اشاره كردند و او بار ديگر به جاى خود مراجعت كرد، آن مرد در اين هنگام به امامت موسى بن جعفر اعتقاد پيدا كرد، و سكوت و عبادت را پيشه خود ساخت و با احدى سخن نگفت.
٣- ابن سيار گويد: هارون رشيد براى على بن يقطين جامه فرستاد كه در ميان آنها دراعهاى از خز كه مخصوص پادشاهان بود وجود داشت، على بن يقطين اين لباس گرانبها را با مقدارى اموال ديگر كه از خمس مالش بود خدمت موسى بن جعفر عليهما السّلام فرستاد، هنگامى كه اين هدايا را خدمت آن جناب بردند وى پولها را با لباسها قبول كرد و ليكن دراعه را پس فرستاد، و براى على بن يقطين سفارش كرد كه اين دراعه را نزد خود محفوظ بدار كه روزى به آن نيازمند خواهى شد.
على بن يقطين از اين قضيه بشك افتاد و نفهميد جريان دراعه از چه قرار است پس از چند روز كه از اين قضيه گذشت على بن يقطين بيكى از غلامانش خشمگين شد و او را از خدمتش بيرون كرد، غلام فورا نزد هارون رفت و از وى سعايت كرد.
غلام به هارون گفت: على بن يقطين به امامت موسى بن جعفر معتقد است، و همواره خمس مالش را براى وى ميفرستد، و اكنون دراعه امير المؤمنين را براى موسى ابن جعفر فرستاده است، هارون از اين موضوع بسيار خشمگين شد و گفت: من اينك اسرار اين قضيه را فاش خواهم ساخت.
هارون امر كرد على بن يقطين را احضار كردند، هنگامى كه وى در مقابل هارون ايستاد گفت: دراعهاى را كه بتو هديه كردم در كجا است؟ گفت: دراعه اكنون در