زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٠٦ - (نصوص امام موسى بن جعفر
١٠- ابو ايوب جوزى گويد: ابو جعفر منصور نيمه شبى دنبال من فرستاد، من هنگامى كه بر او وارد شدم ديدم بر روى كرسى نشسته و شمعى هم جلوى خود گذاشته و نامهاى هم در دست دارد، پس از اينكه بر وى سلام كردم نامه را بطرف من انداخت و ميگريست.
بعد از اين گفت: اين نامه محمد بن سليمان است و ما را از مرگ جعفر بن محمد مطلع كرده است، و ديگر كسى مانند جعفر نخواهد آمد، سپس گفت: اكنون براى محمّد ابن سليمان بنويس اگر جعفر بن محمد كسى را وصى خود قرار داده او را نزد خود بطلب و گردنش را بزن، گويد: من جريان را نوشتم و او در جواب گفت: جعفر بن محمّد ابو جعفر منصور و محمد بن سليمان و عبد اللَّه و موسى و حميده مادرش را اوصياء خود قرار داده است.
در طريق ديگرى وارد شده است پس از اينكه ابو جعفر منصور نامه حاكم مدينه را خواند و فهميد حضرت صادق ٧ پنج نفر را بعنوان وصى معين فرموده اظهار داشت:
من بكشتن اين عده راهى ندارم.
١١- يعقوب سراج گويد: بر حضرت صادق ٧ وارد شدم در حالى كه بالاى سر حضرت موسى بن جعفر هنگامى كه در گهواره بود نشسته بود، و گويا با وى سخن ميگفت من در جاى خود توقف كردم تا حضرت فارغ شد و سپس فرمود: نزديك مولايت برويد و بر وى سلام كنيد.
گويد: من نزديك رفتم و سلام عرض كردم، وى با زبان فصيحى سلام مرا بر گردانيد و بعد فرمود: نام دخترت را تغيير بده زيرا خداوند اين اسم را مبغوض ميدارد، راوى گويد: من نام دخترم را حميراء گذاشته بودم، امام صادق ٧ فرمود: از فرمان وى اطاعت كن تا گمراه نگردى، من نيز نام وى برگردانيدم.
١٢- اسحاق بن جعفر گويد: من روزى خدمت پدرم بودم، در اين هنگام عمر ابن علي گفت: قربانت گردم تكليف ما و مردم پس از شما چيست و امام ما كدام است؟
فرمود: كسى كه اكنون دو جامه زرد در بر كرده و دو گيسوان آويخته و اينك وارد خواهد شد امام تو خواهد بود، راوى گفت: در اين وقت دو كف دست ظاهر شد و در را باز كرد