زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٠٣ - (نصوص امام موسى بن جعفر
توجيه ميكنند و با تطبيق اعداد به نامها كه بخرافات بيشتر شبيه است مذهب خود را معرفى ميكنند، و اين با گفتار ما كه بايد نصوص ظاهر باشد و بر شخص معينى دلالت كند و از مردمان زيادى نقل شود تا به حد تواتر برسد منافات دارد.
وجه دوم بر بطلان عقيده اسماعيليان اين است كه: چون خداوند، عالم به موت اسماعيل بود از اين جهت تصريح بولايت او از طرف خداوند باطل و بىفايده است، و اكنون كه اسماعيل بعد از پدرش زندگى نكرد و از جهان درگذشت قول مدعيان نص در باره امامت او باطل است، و قول كسانى كه عقيده دارند اسماعيل در زمان پدرش درنگذشته، و جريان مرگ او براى اشتباه كارى بوده، با قول اشخاصى كه منكر مردن حضرت صادق هستند از طائفه ناووسيه تفاوتى ندارد.
كسانى كه مدعى ميباشند اسماعيل براى امامت فرزندش تصريح كرده بسيار راه اشتباه ميروند، زيرا كه اسماعيل در زمان پدرش وفات كرد و بودن حضرت صادق ٧ بعنوان امامت در دنيا هنوز مانع امامت فرزندش بود و او نميتوانست قبل از اينكه به مقام امامت برسد پسرش را براى امامت بعد از خود معرفى كند زيرا در يك زمان دو امام وجود ندارد.
گروهى از شيعيان هم معتقد به امامت حضرت موسى بن جعفر شدند و اينان «اماميه» هستند، اكنون كه اقوال فرق سابقه مردود شد امامت موسى بن جعفر عليهما السّلام ثابت ميگردد، زيرا كه حق از اقوال همه امت بيرون نيست، و هم چنين نصوص زيادى از پدر و جدش در باره امامت او رسيده كه از كثرت بتواتر رسيده و جاى توطئه بر كذب را از بين برده، اين روايات بسيار زياد است كه احصاء آن از حد امكان بيرون است اكنون نصوص امامت او را ذيلا ذكر ميكنيم: ١- معاذ بن كثير گويد: به حضرت صادق ٧ عرض كردم: از خداوند آرزومندم همان طورى كه پدرت تو را به اين منزلت رساند، تو هم قبل از مردنت اين مقام را در يكى از اعقابت بگذارى، حضرت فرمود: خداوند اين موضوع را برآورده است عرض كردم: وى كيست؟ قربانت گردم، در اين هنگام اشاره به عبد صالح كردند