زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٤٨ - (شهادت حضرت سيد الشهداء
در اين هنگام تشنگى بر آن جناب چيره شد و بطرف فرات روان شد و برادرش ابو الفضل عباس هم در مقابلش حركت ميكرد، سواران ابن سعد جلو او را گرفتند، در اين ميان مردى از بنى دارم فرياد زد جلو او را بگيريد و نگذاريد خود را به آب برساند، امام حسين ٧ فرمود: خداوندا او را به تشنگى مبتلا گردان.
اين مرد از اين كلمه خشمگين شد و تيرى بطرف سيد الشهداء ٧ انداخت و تير به گلوى آن حضرت رسيد، سيد الشهداء دست خود را زير گلويش گرفت و كف دستش پر از خون شد خونها را بطرف آسمان پاشيد و فرمود: خداوندا بتو شكايت ميكنم از ستمهائى كه به فرزند دختر پيغمبرت ميكنند.
بار ديگر بسوى خيام طاهرات مراجعه كرد و از تشنگى كاملا بىتاب بود، در اين هنگام لشكريان دور عباس را گرفته بودند و راه او را بطرف خيمهها گرفته بود.
و او با كوفيان جنگ ميكرد تا آنگاه كه كشته شد، هنگامى كه سيد الشهداء از ساحل فرات برميگشت شمر بن ذى الجوشن با گروهى از ياران خود جلو آن جناب را گرفتند، در اين هنگام مردى بنام مالك بن يسر كندى شمشيرى بر سر مبارك آن حضرت فرود آورد شمشير از كلاه عبور كرد و به استخوان رسيد و سر مباركش را خون آلود كرد، سيد الشهداء ٧ فرمود: دستت افليج گردد تا از خوردن طعام و آشاميدن آب محروم گردى و خداوند شما را با ستمكاران محشور كند.
امام حسين ٧ كلاه را از سر برداشت و با پارچهاى سرش را محكم بست، و كلاه ديگرى را طلبيد و در سر گذاشت و عمامهاى هم بروى آن بست، در اين هنگام شمر و ياران او از نزد آن جناب رفتند و حضرت مدتى در جاى خود توقف كردند.
بار ديگر كوفيان مراجعت كردند و پيرامون وى را گرفتند، در اين وقت عبد اللَّه ابن حسن كه كودكى نابالغ بود از راه رسيد و در نزد سيد الشهداء توقف كرد، زينب سلام اللَّه عليها از راه رسيد و خواست او را برگرداند، امام حسين ٧ فرمود: اى خواهرم عبد اللَّه را برگردان و در نزد خود نگهدار عبد اللَّه از مراجعت خوددارى كرد و گفت: به خداوند قسم من از عمويم مفارقت