زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣١٦ - (شهادت حضرت سيد الشهداء
الشهداء ٧ بعنوان اينكه با معاويه عهد و صلح انجام گرفته پيشنهاد آنان را رد كردند.
هنگامى كه معاويه از دنيا رفت و اين در نيمه رجب سال شصت هجرى بود، يزيد بن معاويه براى وليد بن عتبه كه در مدينه والى بود نوشت كه از حسين بن علي براى وى بيعت بگيرد، وليد دنبال امام حسين فرستادند و او را براى اجراى دستور يزيد دعوت كردند.
سيد الشهداء ٧ از نيت او خبر داشت و ميدانست كه اين دعوت از براى چيست در اين هنگام گروهى از خويشاوندان خود را طلبيد و آنان را امر كرد تا سلاح خود را بردارند و بر در دار الاماره بنشينند، سيد الشهداء فرمود: هر گاه فرياد مرا شنيديد به دار الاماره حمله كنيد، و از من نترسيد.
امام حسين ٧ نزد وليد رفتند، وليد فوت معاويه را به او اطلاع داد، حسين ٧ كلمه استرجاع بر زبان جارى كردند، پس از اين وليد نامه يزيد را براى او خواندند، حضرت فرمود: شما در نهان به بيعت من راضي نخواهيد شد صبر كنيد تا خواسته شما را در ميان اجتماع انجام دهم وليد گفت: مانعى ندارد.
سيد الشهداء فرمود: فردا در اين باره تصميم خواهيم گرفت، وليد گفت مانعى ندارد، مروان كه در مجلس حاضر بود اظهار داشت اگر اكنون حسين را آزاد بگذاري و از وى بيعت نگيرى ديگر دست به او پيدا نخواهى كرد تا آنگاه كه عده كثيرى كشته گردند، اكنون لازم است كه از وى بيعت بگيرى يا در اين مجلس گردن او را بزنى!.
امام حسين ٧ به خشم آمد و فرمود: اى پسر زرقاء تو مرا ميكشى يا او؟! بخداوند سوگند دروغ گفتى و مرتكب معصيت شدى و بلافاصله از مجلس بيرون شد، مروان بوليد گفت: تو از حرف من سرپيچيدى، وليد گفت: واى بر تو اى مروان به خداوند سوگند اگر تمام زمينهائى كه آفتاب بر آن مىتابد بمن بدهند من در خون حسين شركت نميكنم، و من عقيده دارم كسى كه در خون حسين شركت كند ميزان اعمالش سبك خواهد شد.