زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٨٩ - (شهادت امير المؤمنين
ابى طالب را هم بكشى، ابن ملجم گفت: خواستههاى تو را مورد عمل قرار خواهم داد و ليكن كشتن على بن ابى طالب برايم بسيار مشكل است.
قطام گفت: پيشانى علي را هدفگيرى كن اگر توانستى او را از بين ببرى دلم آرام خواهد گرفت و با من زندگي گوارائى خواهى داشت، و اگر چنانچه كشته شدى در نزد خداوند سرفراز و متنعم خواهى شد، ابن ملجم گفت: من فقط براى كشتن على بن ابى طالب به اين شهر آمدهام و كار ديگرى در اين جا ندارم و اكنون اين خواسته تو را نيز انجام ميدهم، قطام گفت: من ديگرى را هم در اين موضوع در نظر خواهم گرفت تا در قتل علي با تو مساعدت كنند.
قطام موضوع را با وردان بن مجالد كه از قبيله تيم الرباب بود در ميان نهاد و او را براى كشتن علي ٧ تحريك كرد، وردان هم تقاضاى قطام را پذيرفت و خود را براى مساعدت و همكارى با ابن ملجم حاضر نمود، ابن ملجم مردى از اشجع را بنام شبيب ابن بجره ملاقات كرد و به او گفت: آيا ميل ندارى به شرف دنيا و آخرت برسى؟! شبيب گفت: مقصودت از شرف دنيا و آخرت چيست؟ گفت: كشتن على بن ابى طالب شبيب كه خود از خوارج نهروان بشمار ميرفت و با علي ٧ كينه داشت پيشنهاد ابن ملجم را پذيرفت و با وى در نزد قطام كه در مسجد كوفه قبه زده و معتكف شده بود اجتماع كردند، پس از اجتماع گفتند: ما تصميم گرفتيم على بن ابى طالب را بكشيم و اينك منتظر روز موعود و ساعت مقرر هستيم تا نيت خود را مورد عمل قرار دهيم.
شب چهارشنبه نوزدهم ماه مبارك رمضان سال چهلم از هجرت ابن ملجم و رفقايش مقابل در مسجد كه امير المؤمنين ٧ از آن وارد ميشد توقف كردند، اين جماعت قبل از اينكه تصميم خود را بمرحله عمل بياورند موضوع را با اشعث بن قيس نيز در ميان گذاشته بودند، و او هم با آنان موافقت كرده و براى معاونت آنها در مسجد حاضر شده بود.
حجر بن عدى كه يكى از خواص علي ٧ بود شب نوزدهم در مسجد بيتوته ميكرد