زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٨٨ - (شهادت امير المؤمنين
بيرون شدند و بدست علي كشته گرديدند، در اين وقت مشركين فرار كردند و بقيه هم مرعوب شدند و گروهى نيز خدمت پيغمبر آمدند و اسلام اختيار كردند.
(شهادت امير المؤمنين ٧)
گروهى از اهل سير روايت كردهاند كه چند نفر از خوارج در مكه پيرامون يك ديگر جمع شدند و در باره سران قوم به مذاكره پرداخته و آنها را توبيخ و سرزنش كردند، اين جماعت در ضمن مذاكرات خود از كشتهشدگان نهروان يادى كرده و آنان را ستودند و براى آنها از خداوند طلب آمرزش كردند.
در اين هنگام يكى از آنان گفت: كاش ما جان خود را در راه خدا ميفروختيم و خون برادران خود را كه در نهروان كشته شدند اخذ ميكرديم، و مردم را از شر اين چند نفر امام ضلال نجات ميداديم، پس از گفتار اين ناطق، عبد الرحمن بن ملجم گفت: من على بن ابى طالب را از بين خواهم برد، برك بن عبد اللَّه تميمى گفت: من هم شر معاويه را از سر مسلمين كوتاه خواهم كرد، عمرو بن بكر تميمى نيز اظهار داشت:
من نيز عمرو بن عاص را خواهم كشت.
بعد از اين گفتگو چنان مقرر داشتند كه در شب نوزدهم ماه رمضان بايد اين عمل انجام گيرد و هر سه نفر در يك شب از بين بروند، ابن ملجم براى انجام مقصد شوم خود از مكه بيرون شد و بطرف كوفه حركت كرد، وى موضوع را با احدى در ميان نگذاشت و نيت خبيث خود را مخفى ميكرد، يكي از روزها كه در كوفه زندگى ميكرد و منتظر موعد مقرر بود يكى از دوستان خود را ملاقات كرد در اين هنگام قطام دختر اخضر تميمى كه پدر و برادرش در نهروان كشته شده بودند در مجلس حاضر بود.
قطام يكى از زيباترين زنان زمان خود بشمار ميرفت، و هنگامى كه چشمان ابن ملجم به چهره زيباى وى افتاد مفتون و شيداى وى گرديد و آتش عشقش شعلهور شد، ابن ملجم از وى تقاضاى همسرى كرد قطام گفت: من در صورتى با ازدواج شما رضايت خواهم داد كه سه هزار درهم و يك خدمتكار مهريه من قرار دهى و على بن