زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٨١ - فداكارى على
مسلمين مبارز خواستم صدايم گرفت آيا در ميان شما كسى هست بميدان من قدم گذارد.
در اين بين علي ٧ از ميان مسلمين برخاست و براى مبارزه با عمرو بن عبد ودّ خود را آماده ساخت، حضرت رسول ٦ او را امر به جلوس ميكرد و ميخواست تا ديگران هم حركتى بكنند، و ليكن مسلمانان ديگر ساكت بودند و از خود حركتى نشان ندادند، چون از مقابله با عمرو بيم داشتند.
عمرو بن عبد ودّ را سوار قريش ميگفتند و او را با هزار مرد جنگى برابر ميدانستند چون فرياد عمرو قطع نميشد و همواره مبارز ميخواست و علي ٧ مكرر اجازه مبارزه خواست، لذا پيغمبر به على فرمود: نزديك من بيا، وى نزد آن حضرت حاضر شد پيغمبر عمامه خود را از سر برداشت و بر سر امير المؤمنين بست، و شمشير مخصوص خود ذو الفقار را هم به وى عطا كرد.
بعد از اين فرمود: اكنون به ميدان جنگ برويد، و از خداوند براى او طلب يارى و نصرت كردند، علي ٧ با كوشش و سرعت خود را براى ميدان آماده كرد جابر بن عبد اللَّه هم براى جريان كار با وى بميدان آمد، هنگامى كه امير المؤمنين ٧ بطرف عمرو بن عبد ودّ حركت كرد پيغمبر ٦ فرمود: اكنون ايمان بطرف كفر ميرود، على ابن ابى طالب چون به عمرو رسيد فرمود: اى عمرو تو در زمان جاهليت ميگفتى: اگر كسى مرا به سه مطلب بخواند من همه آنها و يا يكى را خواهم پذيرفت عمرو گفت: آرى مطلب همين طور است.
امير المؤمنين ٧ فرمودند: من اينك تو را به توحيد و نبوت محمد و تسليم در برابر خداوند دعوت ميكنم، عمرو گفت: اى برادر زاده اين سخنان را با من در ميان نگذار، على فرمود: اين گفتههاى من براى شما خير در بر دارد اگر آنها را اخذ كنى، امير المؤمنين بار ديگر گفت: پيشنهاد ديگرى با شما دارم، گفت: چه ميخواهى بگوئى؟
علي ٧ فرمود: بهتر است از جنگ دست بكشيم و مراجعت كنيم، گفت:
اين موضوع عملى نيست زيرا زنهاى قريش همواره مرا به اين مطلب ريشخند خواهند