زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٤ - معجزه قران كريم
قرآن مىباشد، مقصود از تحدّى بقرآن اينست كه آن حضرت ميفرمود: جبرئيل بر من نازل مىشود و كلماتى را از طرف خداوند بر من قرائت ميكند، اينك اگر شما قادريد مانند آن بياوريد.
و همچنين آيات قرآن صراحت دارند كه آن حضرت به قرآن تحدّى كرده، در قرآن كريم آمده: فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ و در جاى ديگر فرموده: فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ دليل عدم معارضه از اين جا معلوم است كه در اين مورد چيزى نقل نشده، اگر اعراب با قرآن معارضه كرده بودند، گفتههاى آنان براى ما نقل ميشد و چون نقل نگرديده پيداست كه معارضهاى در بين نبوده است.
بيان مطلب از اين قرار است تمام مقتضياتى كه در نقل قرآن بوده و اهتمامى كه حضرت رسول ٦ در انتشار آن داشته در باره معارضين و مخالفين آن حضرت نيز موجود است، زيرا هنگامى كه پيغمبر به تنهائى قادر بود كلام خداوند را به مردم برساند و آنها هم براى يك ديگر نقل كنند، دشمنان او كه از نظر عدّه و عدّه و داشتن وسائل تبليغاتى قدرت فوق العادهاى داشتند مىتوانستند گفتههاى خود را كه در مقابل قرآن آورده بودند بمردم برسانند.
مطلب قابل توجه اين است كه قرآن در آن روز در ميان مخالفين عنوان «شبهه» پيدا كرده بود، آنان در مقابل كلام پروردگار كه بوسيله حضرت رسول براى آنها قرائت ميشد، دچار حيرت و ترديد شده بودند، براى همين جهت يكى ميگفت: اين كلام جن است، ديگرى اظهار ميداشت: اين گفتارها به سحر و كهانت نزديك است، بعضى ميگفتند: اين مرد ديوانه است، جماعتى ميگفتند: اين كلمات را ديگران ميگويند محمّد آنها را مىخواند، قرآن كريم هم تمام گفتههاى مخالفين را در اين مورد نقل كرده است.
پس قرآن طبق نظر عدهاى از مشركين عنوان شبهه داشت، و اگر كسى در مقابل قرآن معارضه كرده بود سخنان او عنوان «حجت» بخود ميگرفت، البته معلوم است كه نقل حجت و برهان، احتياجش زيادتر است تا نقل شبهات، اگر گويند: معارضه