زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٠٢ - وفات حضرت رسول
نكنيد و آرزوى دور و دراز را به خود راه ندهيد، فقط كارهاى شايسته انسانى را نجات ميدهد و بس، و من كه پيغمبر شما هستم اگر نافرمانى خداوند را بكنم از مقام رسالت سقوط خواهم كرد.
پس از اين گفتار سه مرتبه فرمود: «اللهم بلّغت» بارخدايا مطلب را به اين مردم رسانيدم و تبليغ رسالت كردم، بعد از منبر فرود آمد و براى مردم اقامه نماز فرمود، و سپس به منزل ام سلمه تشريف فرما شد، و يكى دو روز هم در منزل ام سلمه اقامت كردند.
عايشه خدمت آن جناب آمد و عرض كرد: به منزل من منتقل شويد تا از شما پرستارى كنم، پيغمبر به منزل عايشه آمدند و چندى با حالت مرض در اينجا بسر بردند، در يكى از روزها كه مرض آن حضرت شدت پيدا كرده بود بلال مؤذن آمد و پيغمبر را بسيار سنگين مشاهده كرد و گفت هنگام نماز است خداوند شما را رحمت كند حضرت رسول ٦ فرمود: يكى از شما برود مسجد و براى مردم اقامه نماز كند، عايشه گفت: دستور دهيد ابو بكر نماز بخواند، حفصه اظهار داشت امر كنيد عمر اقامه نماز كند، پيغمبر از اين گفتهها ناراحت شد و فرمود: دست از اين گفته برداريد شما مانند آن زنهائى هستيد كه حضرت يوسف را اذيت ميكردند و او را به كارهاى خلاف واميداشتند.
به پيغمبر اطلاع داده بودند كه ابو بكر و عمر اكنون در جيش اسامة هستند، هنگامى كه مشاهده كردند تصميم دارند ابو بكر و يا عمر را به مسجد بفرستند با شدت تب و ناراحتى اراده كردند به مسجد بروند، در اين هنگام از بستر مرض حركت كرده و با كمك امير المؤمنين و فضل بن عباس در حالى كه پاهاى مباركش از زمين كشيده ميشد بسوى مسجد روان شدند.
چون به مسجد رسيدند مشاهده كردند ابو بكر در محراب نماز ميخواند و مردم هم در دنبال وى قرار گرفتهاند، به ابو بكر اشاره فرمودند و او خود را عقب كشيد حضرت رسول خود در محراب قرار گرفت و بار ديگر اقامه و تكبير گفت و نماز را به