زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٨٩ - رسيدن عمرو بن معد يكرب خدمت پيغمبر اكرم
اختيار علي بن ابى طالب باشد.
علي ٧ طبق فرمان پيغمبر حركت كردند، و مقدمه لشكر خود را به خالد بن سعيد بن عاص دادند، هنگامى كه بنو زبيد مسلمانان را ديدند به عمرو گفتند: يا ابا ثور اكنون با اين جوان قرشى چه ميكنى؟ و اگر وى از تو خراج و جزيه طلب كند چه كارى انجام ميدهى؟ عمرو گفت: وى هنگامى كه با من برخورد كند ميفهمد كه با وى چه عملى انجام خواهم داد.
امير المؤمنين ٧ بطرف عمرو بيرون شد و فريادى كشيد، عمرو از ميدان مبارزه فرار كرده و برادرش با برادرزادهاش كشته شدند، و زن او «ركانه» نام داشت به اسارت افتاد و زنان ديگرى هم اسير شدند، و علي ٧ هنگام مراجعت خالد ابن سعيد را در آنجا گذاشت تا از آنان زكاة بگيرد، و فرمود: هر كس از فراريان برگشت و مسلمان شد او را پناه ده.
عمرو بن معديكرب برگشت و از خالد بن سعيد اذن ورود خواست، خالد اجازه ملاقات داد و او بار ديگر مسلمان شد و از خالد استخلاص زنان و فرزندان خود را طلبيد، و او هم زنان و كودكان را برگردانيد.
امير المؤمنين ٧ از ميان اسيران كنيزى براى خود انتخاب كرده بود، خالد بن وليد از اين جهت ناراحت شد و بريده اسلمى را خدمت حضرت رسول فرستاد و گفت: به پيغمبر برسان كه علي بن ابى طالب از ميان اسيران براى خود كنيزى را انتخاب كرده است، بريده آمد و جريان را به پيغمبر عرض كرد، و نامه خالد را هم به حضرت رسول داد.
در اين هنگام كه بريده مشغول خواندن نامه بود آثار خشم و غضب از چهره حضرت نمايان بود، بريده عرض كرد: يا رسول اللَّه! اگر هر كس بخواهد طبق ميل خود عمل كند، غنيمت و قسمت ديگران از بين ميرود، پيغمبر فرمود: يا بريده! آيا تو هم با علي بن ابى طالب منافقشدهاى، و او را در دل دشمن گرفتهاى؟ از